تبليغاتX
عکس ، عکس ، عکس ، عکس ....

و جشنواره بيست و پنجم به پايان رسيد


    
    
    
    و سرانجام بيست و پنجمين جشنواره فجر هم طي مراسمي، شب گذشته پايان يافت و همان طور كه به احتمال زياد در نشريات و ديگر خبرگزاري ها خوانديد، با برندگان بخش هاي مختلف آشنا هستيد...اما آنچه در جشنواره بيست و پنجم اتفاق افتاد كه بازيگران سيمرغ بلورين در بخش هاي زن و مرد، هر دو از جوانان هنر كشور بودند نسبت به سال هاي گذشته ، بسيار شاخص به نظر مي آمد...
    بهرام رادان براي دومين بار طي سه سال اخير بود كه جايزه سيمرغ بلورين را كسب كرد و از طرفي باران كوثري، دختر خانواده كوثري، بهترين بازيگر زن شد... باران كوثري كم كم جاي پاي خود را در سينما و تلويزيون سفت مي كند، از دختر حاضر جواب و مذهبي سريال صاحب دلان، تا دختر شمال شهري فيلم «خون بازي» كه اعتياد او را تا مرز نابودي كشاند، وا دختر خونگرم و جنوبي فيلم‌ «روز سوم» ، سه چهره متفاوتي است كه در شش ماه گذشته از او ديده ايم. همه اين ها باعث مي شود كه با تضمين بگويم موفقيت او هيچ ارتباطي به حمايت هاي پدر و مادرش ندارد، اگر نسبت به اين حرف ها شك داريد، كمي صبر كنيد تا اين فيلم به نمايش عموم در بيايد.
    به هر حال باران كوثري موفق شد در 21 سالگي به چنين جايزه با ارزشي برسد، هر چه باشد او فرزند رخشان بني اعتماد و جهانگير كوثري است و تجربيات زيادي از آنان كسب كرده است.
    اين دو جوان كه هستند و چه كارنامه اي در زندگي هنري شان دارند...
    
    
    
    باران كوثري، 21 ساله
    تاريخ تولد: تهران 1364
    تحصيلات: فارغ‌التحصيل رشته نماش از هنرستان سوره

    بازي در فيلم سينمايي ”بهترين باباي دنيا“ ساخته ”داريوش فرهنگ“ ؛ 1370
    بازي در فيلم سينمايي ”نرگس“ ساخته ”رخشان بني‌اعتماد“؛ 1370
    بازي در فيلم سينمايي ”روسري آبي“ ساخته ”رخشان بني‌اعتماد“ ؛ 1373
    بازي در فيلم سينمايي ”بانوي ارديبهشت“ ساخته ”رخشان بني‌اعتماد“ ؛ 1376
    بازي در نمايش ”آن سوي آينه“ به كارگرداني ”آزيتا حاجيان“ ، تهران تئاترشهر ، تالار اصلي؛ 1376
    بازي در اپيزود سوم فيلم سينمايي ”داستانهاي جزيره“ با نام”باران و بومي“ساخته”رخشان بني‌اعتماد“؛ 1377
    بازي در فيلم سينمايي ”برگ برنده“ ساخته ”سيروس الوند“ ؛ 1377
    بازي در فيلم سينمايي ”زير پوست شهر“ ساخته ”رخشان بني‌اعتماد“ ؛ 1379
    بازي در فيلم مستند سينمايي ”روزگار ما“به كارگرداني ”(؟)“ : 1380
    بازي در فيلم سينمايي ”رقص در غبار“ ساخته ”اصغر فرهادي“ ؛ 1381
    بازي در فيلم سينمايي ”خوابگاه دختران“ساخته ”محمدحسين لطيفي“ ؛ 1383
    بازي در فيلم سينمايي ”گيلانه“ ساخته ”رخشان بني‌اعتماد“؛ 1383
    بازي در فيلم سينمايي ”عصر جمعه“ ساخته ”مونا زندي حقيقي“؛ 1384
    بازي در فيلم سينمايي ”تقاطع“ ساخته ”ابوالحسن داودي“؛ 1384
    بازي در فيلم سينمايي ”سفر رويا“ساخته ”رخشان بني‌اعتماد“ ؛ 1384
    بازي در نمايش ”در ميان ابرها“ به كارگرداني و نوشته ”اميررضا كوهستاني“؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقايي؛ 1384
    
    عضو هيأت داوران در هفدهمين جشنواره بين‌المللي فيلم كودك و نوجوان اصفهان ـ بخش مسابقه ؛سال(؟(
    
    
    
     بهرام رادان، 27 ساله
    تاریخ تولد: 1358
    مدرک تحصیلی: کارشناس مدیریت بازرگانی
    در سال 1378 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت.
    در اولین حضور سینمایی تنها به واسطه چهره اش شناخته شد: « شور عشق »
    اما فیلم به فیلم به دانش سینمایی خود افزود و توانست فوت و فن بازیگری را بیاموزد تا اینکه در چهارمین نقش آفرینی اش کاندید دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در پنجمین جشن خانه سینما شد: « آواز قو »

    دو سال بعد در بیست و دومین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد: « شمعی در باد »
    شور عشق (نادر مقدس، 1378)
    آبی (حمید لبخنده، 1379)
    ساقی (محمدرضا اعلامی، 1379)
    آواز قو (سعید اسدی، 80-1379)
    طلوع تاریک (فیلم کوتاه، ابراهیم شیبانی، 1380)
    رز زرد (داریوش فرهنگ، 1381)
    عطش (محمدحسین فرح بخش، 1381)
    گاوخونی (بهروز افخمی، 1381)
    شمعی در باد (پوران درخشنده، 1382)
    ننه گیلانه (رخشان بنی اعتماد، 1382)
    سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی، 1382)
    رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند، 1383)
    ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
    گیلانه (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، 1383)
    حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
    تقاطع (ابوالحسن داودی، 1384)
    خون بازی (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، 1383)
    سنتوری (داریوش مهرجویی، 1383)
    چهار انگشتی (سعید سهیلی، 1385)
    
    بني اعتماد: سرپوش گذاشتن به معضلات اجتماعي، بحران زاست
    بد نيست بدانيد مادر باران كه امسال در بخش بين الملل به مقام اول دست يافت، مي گويد:
    كه در جامعه‌اي كه با معضلات جدي روبه‌رو است، نمي‌توان با نگاه سياست‌زده به معضلات اجتماعي سرپوش گذاشت تا اين مشكلات به بحران تبديل شود.
    ، وي كه با فيلم "خون بازي" در جشنواره امسال فجر حضور دارد، افزود: سينما به طيف متنوع نياز دارد اما نبايد پا را از زمين بالا گذاشت و به آرمان‌هاي غيردسترس توجه و از مباحث پيراموني غفلت كرد.
    "خون بازي" ساخته مشترك بني اعتماد و محسن عبدالوهاب با مضمون اجتماعي به معضل اعتياد پرداخته و با ساختاري متفاوت هشداري براي خانواده‌ها تلقي مي‌شود.
    بني‌اعتماد كه در نشست پرسش و پاسخ اين فيلم در سينماي رسانه‌هاي جمعي فجر سخن مي‌گفت،افزود: مي‌خواستم بااين فيلم به خانواده‌ها براي نفوذ اعتياد و ميل شديد به آن بويژه در نسل جوان هشدار جدي بدهم.
    وي به كارگرداني مشترك اين اثر اشاره كرد و گفت: برايم كار مشترك مهم نيست بلكه آنچه اهميت دارد محصول و نتيجه نهايي كار است.
    كارگردان فيلم خون بازي همچنين به مشكلاتي كه براي حضور فيلم در بخش رقابتي فجر پيش آمد اشاره كرد و گفت: توليد اين فيلم اواخر شهريور ماه امسال تمام شد و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به پيشنهاد خودشان حقوق رايت داخلي اثر را خريدند.

    پس از خريداري حقوق رايت فيلم ، تصميم گرفتيم فيلم تا جشنواره فجر به هيچ عنوان اكران نشود و حتي فيلم خون بازي در جشن خانه سينما نيز شركت نكرد اما زماني كه من خارج از كشور بودم دست اندركاران سازمان فرهنگي شهرداري با وجود اصرار شديد من بر شركت نكردن فيلم در جشنواره فجر فيلم آن را در بخش اصلي اين جشنواره قرار دادند.
    تلقي دوستان سازمان فرهنگي شهرداري اين بود كه محدوديت و يكبار نمايش دادن فيلم براي نمايش آن در جشنواره فجر مشكلي بوجود نمي‌آورد اما فيلم خون بازي با وجود تاييد هيات انتخاب، به دليل آئين‌نامه از جشنواره فجر كنار گذاشته شد كه در نهايت با رايزني خانه سينما براي دفاع از حقوق سازندگان اثر، چند فيلم استثنا امسال پذيرفته شدند.
    "جهانگير كوثري" تهيه‌كننده فيلم خون بازي نيز در نشست پرسش و پاسخ اين فيلم، گفت: معضل بزرگي به نام اعتياد در جامعه وجود دارد و دامنه‌اش خيلي وسيع است، اين فيلم هشداري براي خانواده‌ها و دغدغه ما در مسايل اجتماعي است.
    وي توضيح داد: در همه آثارم به مسايل اجتماعي و مباحث مهم روز اهميت داده‌ام و سينما بايد به اين مسايل بپردازد، زيرا معضلاتي نظير اعتياد نسل جوان كشور را در معرض تهديد جدي قرار داده است.
    "مسعود رايگان" نيز كه در فيلم خون بازي نقش كوتاه و موثري ايفا كرده است، گفت: هيچ تصوري از طول و عرض نقش در فيلم ندارم، مهم اين است كه چه تاثيري در فيلم و فيلمنامه مي‌توانم بگذارم.
    وي به نوع نقش خود در اين فيلم اشاره كرد و يادآورشد: تلاش كردم بيشتر در درون نقش پدري مضمحل در فيلم خون بازي بروم و وضعيت رقت‌انگيز او را از زوايه ديگري به تصوير بكشم.
    "باران كوثري" بازيگر اصلي فيلم خون بازي هم گفت: براي نزديك شدن به نقش دختري معتاد سه ماه تمرين و تحقيق كردم و از مشاوره پزشكي كمك گرفتم وي در پاسخ به اين پرسش "كه براي تبديل نشدن نقش دختر معتاد در فيلم به تيپ، چه‌كردند؟"،افزود: شخصيت پردازي مناسب و فرار از كليشه‌هاي رايج مانع از تبديل شدن نقش به تيپ در فيلم خون بازي شده است.
    "محمود كلاري" فيلمبردار فيلم خون بازي در توضيح خاكستري بودن فضاي فيلم همچنين، گفت: از ابتدا براي تصويرسازي فضا دغدغه داشتيم اما به دليل نوع داستان و فضاي روايي فيلم در نهايت تصميم به خاكستري كردن فضا در فيلمبرداري كرديم.
    وي به صحنه‌هاي عمده فيلم كه در داخل خودرو مي‌گذشت اشاره كرد و گفت: براي آزاي عمل بازيگران و قدرت مانور بيشتر از دوربين كوچك و ديجيتالي استفاده كرديم، كار با ديجتيال در مقايسه به نگاتيو بسيار ارزانتر انجام شد.
    "احمد طالبي نژاد" منتقد سينمايي نيز در نشست پرسش و پاسخ فيلم خون بازي، تاكيد كرد: همانطور كه به آثار معنوي و موضوع‌هاي اين چنيني در سينما نياز داريم در مقابل به سينماي اجتماعي هم بايد توجه داشت. 
    
    
نوشته شده توسط دنیا در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 23:26 | لینک ثابت |

 از ستاره ها چه خبر؟ فرخ‌نژاد به آمريكا رفت


    
    
    (حميد فرخ‌نژاد) بازيگر خوب سينماي ايران كه نقش‌آفريني خوب او را در فيلم‌هاي سينمايي (ارتفاع پست) و (چهارشنبه سوري) ديده‌ايد، براي ادامه تحصيل در رشته سينما، راهي شهر لس‌آنجلس در ايالت كاليفرنيا شد... اين بازيگر سينماي ايران، قرار است پس از پايان تحصيلات تكميلي براي ادامه كار به ايران برگردد... فرخ‌نژاد پيش از رفتن به آمريكا بازي در مجموعه‌هاي تلويزيوني (حلقه سبز) به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا براي شبكه سوم و (آتشكار) ساخته امير يوسفي را به پايان رسانده بود... همچنين وي فيلم (صحنه جرم) و (ورود ممنوع) را نيز در نوبت اكران دارد.
    
    مجيد مجيدي در پكن

    جاي بسي افتخار دارد كه يك فيلم‌ساز ايراني، فيلمي به مناسبت برگزاري المپيك 2008 چين ساخته است. (مجيد مجيدي) چندي پيش در كنار چهار فيلم‌ساز برتر جهان، از جمله اليور استون، لوك بسون، جوزپه تورنا توره و كونگ يونگ ساخت فيلمي در خصوص برگزاري المپيك 2008 در پايتخت تاريخي چين را آغاز كرده است، به همين خاطر وي چندي ديگر راهي پكن خواهد شد تا ميكس نهايي فيلم را آغاز كند. گفتني است بر اساس برنامه‌ريزي كه در خصوص ساخت اين فيلم‌ها توسط شهرداري پكن و به منظور معرفي پايتخت تاريخي چين انجام گرفته، پنج فيلم‌ساز مشهور دنيا هر كدام از نگاه دوربين خود، فيلمي به مدت پنج دقيقه از اين شهر خواهند ساخت.
    
    علي صادقي در اكران نوروزي
    مدتي بود كه از (علي صادقي) خبري نداشتيم، گرچه كه او مدتي در هندوستان به سر مي‌‌برد. آخرين خبر از علي صادقي اين است كه فيلم جديد وي با نام (تيغ‌زن) پانزدهمين اثر داود‌نژاد، به احتمال زياد اكران نوروزي سينماهاي كشور خواهد بود... در اين فيلم، صادقي در كنار رضا عطاران، لادن مستوفي و رضا داود‌نژاد به ايفاي نقش خواهد پرداخت. داستان اين فيلم درباره پسر و دختري عاشق است كه در جواني يكديگر را گم مي‌‌‌كنند و در ميانسالي دوباره به هم مي‌‌رسند، اينك مرد، دلباخته ماشين و زن ، شيفته ملك و طلاست و... گفتني است، تصويربرداري اين فيلم از اوايل مهرماه در شمال كشور آغاز شده بود.
    
    رضا كيانيان در خاك آشنا
    (رضا كيانيان) بازيگر با سابقه سينماي ايران در يك سال اخير كمتر مقابل دوربين ظاهر شده، اما آخرين فيلمي كه او در آن ايفاي نقش خواهد كرد، فيلمي از (بهمن فرمان‌آرا) خواهد بود، نام اين فيلم (خاك آشنا) است كه سومين همكاري كيانيان با فرمان‌آرا خواهد بود كه در آن نقش يك شاعر و نقاش سالخورده را بازي مي‌‌كند.
    فيلمنامه، توسط خود فرمان‌آرا نوشته شده و داستان شاعر و نقاش پيري را روايت مي‌‌كند كه به خاطر دور بودن از هياهوي زندگي شهري در محلي دورافتاده زندگي مي‌‌كند. وي در محل سكونتش از وسايل ارتباطي مانند تلويزيون، روزنامه و تلفن بي‌‌بهره است. اين فيلم از مضموني اجتماعي برخوردار است.
    
    رويا نونهالي و عصر جمعه
    (رويا نونهالي) بازيگر خوب سينماي ايران، در سال 85 كمتر در فيلم سينمايي ظاهر شد. در آخرين فيلمي كه ايفاي نقش كرد (عصر جمعه) نام داشت كه ارديبهشت‌ماه سال 86 اكران خواهد شد. عصر جمعه اولين فيلم بلند (مونا زندي) است، اين فيلم توانست چندي پيش جايزه اسكندر نقره‌اي را از جشنواره سالونيكاي يونان به دست آورد. بازيگران اصلي اين فيلم رويا نونهالي، هانيه توسلي، مهرداد صديقيان و رامين راستاد هستند.
    
    سال‌ پركار براي اكبر عبدي
    (اكبر عبدي) سال 85 را بسيار پركار ظاهر شد. ايفاي نقش در چندين فيلم بلند سينمايي، حضور درمجموعه تاريخي (در چشم باد) و از همه مهم‌تر حضور در صحنه تئاتر، حسابي وقت او را گرفت. يكي از آخرين كارهاي اكبر عبدي در وادي سينما، حضور در فيلم (هدف اصلي) به كارگرداني (قدرت‌ا... صلح ميرزايي) است كه از چند روز ديگر در سينماهاي كشور اكران خواهد شد.در اين فيلم، اكبر عبدي در كنار حديث فولادوند، آناهيتا نعمتي، سيروس گرجستاني، زهره حميدي و پوراندخت مهيمن ايفاي نقش مي‌‌كند. در اين فيلم خواهيم ديد، زماني كه آقاي يراقچي مطلع ‌‌شد كه دو روز ديگر عده‌اي براي خواستگاري از تنها دخترش - شادي - به خانه او خواهند آمد، اطمينان داشت كه اين مراسم بدون دردسر به پايان نخواهد رسيد و دردسر، بابت قرار و مداري بود كه سال‌ها پيش درباره ازدواج دختر خود با مرد ديگري گذارده بود.
    
    گوهر خيرانديش در خواستگار محترم
    (خواستگار محترم) نام فيلمي است كه (گوهر خيرانديش)، در كنار فرهاد آئيش، يوسف تيموري، مرضيه خوش تلاش، ابراهيم بحرالعلومي، نگين صدق گويا، مجيد مشيري و محمدرضا شريفي‌نيا به ايفاي نقش در آن مي‌‌پردازد.
    نويسنده و كارگردان اين فيلم (داود موثقي) است. اين فيلم ماجراي مردي به نام (احمد مرادي) است كه حدود چهل سال پيش به دليل عدم موفقيت در خواستگاري از دختري به نام (اختر) به فرانسه مهاجرت كرده و اينك به توصيه پزشكان معالج به ايران باز مي‌‌گردد و همزمان به جستجوي دوستان و آشنايان مي‌‌پردازد و سرانجام اختر را پيدا مي‌‌كند.
    
    احمد ايراندوست و موسيقي

    غول برره را يادتان است، مردي با بيش از دو متر و ده سانت قد.. او ابتدا مي‌‌خواست در سكوت به كار خوانندگي ادامه بدهد، اما نشد كه نشد. در خبرها آمده است كه (احمد ايراندوست) آلبوم جديدي با عنوان (عاشق‌كشي) را آماده پخش دارد... تعبير، عاشق‌كشي، دل ديوانه، حصار، مترسك، بابا نون داد، گل آقا، بيا، روشنك و بيد مجنون، نام قطعات اين آلبوم هستند كه توسط مريم حيدرزاده، محمد فراهاني و خود ايراندوست سروده شده است، ضمن اين‌كه امير جهانشاهي، قطعات آن را ساخته و تنظيم كرده. گفتني است سه ترانه از آلبوم وي، كليپ شده است.
    
    حيايي در تدارك كنسرت
    مي‌‌گويند اين روزها (امين حيايي) هرگاه كه از بازي در يك پروژه سينمايي، رهايي پيدا مي‌‌كند به اتفاق دوستان هنري‌اش، البته هنرمندان موسيقي، تمرين موسيقي مي‌‌كند؛ دوستاني چون پدرام مرنديز و اشكان وفايي... امين حيايي اعتقاد دارد كه بايد در كنار هنر سينما، از هنر موسيقي غافل نبود... شنيده‌ها حاكي است كه امين حيايي در تدارك كنسرت است، البته از اين شنيده‌ها طي سال‌هاي اخير زياد شنيديم.
    
    ميلاني عزادار شد
    (تهمينه ميلاني) كارگردان با سابقه سينماي ايران، اين روزها در غم از دست دادن مادر بزرگوارش عزادار است. ميلاني كارگردان پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران، يعني (آتش بس) بايد مثل هر دختري، داغ مادر را تحمل كند، گرچه خيلي سخت است. (خانواده سبز) اين غم بزرگ را به تهمينه ميلاني و خانواده محترمش تسليت عرض مي‌‌نمايد.
    
    اشكان خطيبي و پيشنهادات جديد
    به‌طور حتم در ايام مبارك فجر، مجموعه (از نفس افتاده) را ديده‌ايد، مجموعه‌اي به كارگرداني (قاسم جعفري.) در اين مجموعه اشكان خطيبي در نقش (آرش)، نقش اصلي را بازي مي‌‌كند... اشكان خطيبي كيست؟ پيش از اين مجموعه او را در مجموعه‌هاي (زماني براي خاكستر) و (اين راهش نيست) ديده بوديم. او در 19 مهرماه سال 57 در تهران به دنيا آمد، فرزند اول خانواده است و يك برادر و خواهر دارد. عمه‌اش اولين نقاش زن سبك قهوه خانه‌اي است. خودش بجز موسيقي و بازيگري، گاهي نمايشنامه‌هاي انگليسي را هم به فارسي ترجمه مي‌‌كند. مدرك تحصيلي‌اش كارشناسي تئاتر از دانشگاه آزاد است. گفتني است وي قرار است در مجموعه (سفر به تاريكي) به كارگرداني فريدون جيراني ايفاي نقش كند.
    
    بازگشت شيلا خداداد به تهران
    (شيلا خداداد) از جمله بازيگراني است كه خيلي زود پله‌هاي ترقي را طي كرد، چندي پيش به آمريكا سفر كرده بود، در همان زمان شينده شد كه وي براي ادامه تحصيل به آن‌جا رفته است و مدتي بعد، شنيديم كه وي ازدواج كرده است، شيلا خداداد، اين روزها در ايران به سر مي‌‌برد، اما قرار است، پيش از عيد دوباره به آمريكا سفر كند، شنيده‌ها حاكي از آن است كه او براي ديدن مادرش به تهران آمده است... براي خداداد آرزوي موفقيت مي‌‌كنيم و تشكيل زندگي زناشويي را به او همسرش تبريك مي‌‌گوييم.
    
     مهدي سلوكي در نقش جديد
    (مهدي سلوكي) بازيگر تلويزيون و سينما كه با مجموعه نرگس به اوج شهرت رسيد، اين روزها خود را آماده بازي در مجموعه (محيا) كرده است، كارگردان اين مجموعه، اكبر خواجويي است و ديگر بازيگر خوب اين مجموعه (شهاب حسيني) مي باشد. گفتني است لاله اسكندري و بهنوش طباطبايي از ديگر بازيگران اين مجموعه هستند، گرچه قرار بود در اين مجموعه (مريلا زارعي) هم ايفاي نقش كند، اما به خاطر سفر از بازي در اين مجموعه عذرخواهي كرد.
    
    پطروسيان آمد
    مدت‌ها بود كه از ماهايا پطروسيان خبري نداشتيم، چرا كه او مدتي در چين به سر مي‌‌برد و همچنين در طول سال 85، بسيار كم‌كار ظاهر شد، اما اين بازيگر زن سينماي ايران قرار است در فيلمي به كارگرداني (ابراهيم وحيدزاده) ايفاي نقش كند، نام اين فيلم (تاكسي نارنجي) است و قرار است در صورت قرارداد قطعي بين او و تهيه‌‌كننده اين فيلم، پطروسيان، نقش اصلي را ايفا كند.
    
    خدا را شكر مهرداد سالم است
    خدا را شكر (مهرداد ميناوند) در سلامتي كامل به سر مي‌‌برد، مدت‌ها بود كه اين شايعه دهن به دهن چرخيده بود كه مهرداد ميناوند از موقعيت جسماني مناسب به دور است و براي درمان به اروپا سفر كرده ، اما ميناوند پس از چند ماه كه در اروپا به سر مي‌‌برد به ايران بازگشت و اعلام كرد در سلامت كامل به سر مي‌‌برد و اخبار درباره بيماري او شايعه‌اي بيش نيست، او قرار است به پيشنهاد (علي دايي) در تمرينات سايپا حضور پيدا كند. خدا را شكر، ما هم از خبر سلامتي ميناوند خوشحال شديم، ميناوند در حال حاضر 31 سال سن دارد.
    
    حميد استيلي و استراحت
    (حميد استيلي) فوتباليست باسابقه كشورمان كه چند سالي بود روي نيمكت پرسپوليس كار مربي‌گري مي‌‌كرد، چندي است كه از اين تيم جدا شده است، نمي‌‌خواهيم به حاشيه‌هاي اين اتفاق بپردازيم، اما بد نيست بدانيد كه حميد استيلي اين روزها به استراحتوكارهاي معوقه تجاري‌اش مي‌‌پردازد، اين در شرايطي است كه خيلي‌ها دوست داشتند، استيلي همچنان در كنار پرسپوليس بمانداما او تصميم گرفت كه از پرسپوليس برود.
    
نوشته شده توسط دنیا در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 23:25 | لینک ثابت |

ولنتاين ايرانيان باستان

    
    

    
    چند سالی که 25 بهمن (14 فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و ... در کشورمان باب شده است . اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند و با این کار بر علاقه خود به آن فرد تاکید ورزند .
    اگر روزهای اخیر به مغازه های شهرمان سری زده باشید ، مملو از جعبه های خوشگل کادویی ، عروسک ، شکلات و انواع و اقسام هدایای گول زننده ست . خلاصه غوغایی شده در این شهر شلوغ.
    انتخاب روزی به عنوان روز دوستی و عشق در سال کار بسیار قشنگی است .بهانه ای است که ما بتوانیم یکبار دیگر علاقه خود را به کسی که دوستش داریم نشان دهیم که عروسک و گل و کادو همه بهانه عشق هستند .
    حالا اصلا جریان این ولنتاین چیست ؟ از کجا شروع شده ؟
    داستان ولنتاین از این قرار است :
    در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران ، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت ، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد ؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قد غن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت . اما کشیشی به نام والنتیوس ( همان ولنتاین خودمان ) ، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد . کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند . ولنتاین در زندان عاشق دختر زندان بان می شود . سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود . . .
    بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق !
    
    

    اما متاسفانه مردم برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه تمدن و فخر می دانند . همه اسم ولنتاین را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند ولی تا به حال اسم "سپندار مذگان " به گوششان هم نخورده است .
    حالا همانطور که داستان ولنتاین را با دقت مطالعه کردید داستان " سپندار مذگان" را با دقت بیشتری بخوانید :
    در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز ولنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است.
    در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است." سپندار مذ" لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.
    سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند.
    

    ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است.
    از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
    "اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
    براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
    شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
    

    امیدواریم که همیشه شاد و سربلند باشید و از ابراز عشق به اطرافیانتان دریغ نکنید.
    در زندگی عشق بهاست ، برای آن به دنبال بهانه نباشید.
    
    
نوشته شده توسط دنیا در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 23:23 | لینک ثابت |

با گران‌ترين‌هاي جهان آشنا شويد


    
    
    
    گران‌ترين خانه جهان
    1-خانه‌اي در ايالت مونتاناي آمريكا به نام (the pinnacle) وجود دارد كه روي چهار هزار925 مترمربع ساخته شده و 155 ميليون دلار قيمت دارد.
    2-خانه 139 ميليون دلاري در ويندلسهام انگليس به نام (opdown cowt)
    
    گران‌ترين هتل‌هاي جهان
    1-گران‌ترين هتل جهان هتل «the mansion at the MGM grand» در لاس وگاس آمريكا مي باشد كه اقامت در يك اتاق آن هر شب پنج هزار دلار است.
    2-هتل «Banjan tree» روي جزيره لي شلن در شمال ايسلند كه اقامت يك شب آن سه هزار و 217 دلار است.
    3-هتل «Fregata» روي جزيره لي شلن در شمال ايسلند اقامت يك شب در آن دو هزار 482 دلار است.
    4-هتل «Le Toiny» اقامت يك شب دو هزار و 92 دلار مي باشد.

    5-هتل «singita» در سابي سند در آفريقاي جنوبي كه اقامت يك شبه در آن دو هزار و 200 دلار است.
    6-هتل «wakaja» روي جزاير «Fijia» در ايسلند يك شب اقامت در آن يك هزار و 900 دلار مي باشد.
    7-هتل «turtle» در ايسلند روي جزاير «Fijia» اقامت در آن يك هزار و836 دلار است.
    8-هتل «Huka Lodge» در نيوزلند يك شب اقامت درآن يك هزار و 780 دلار مي باشد.
    9-برج العرب در دبي، كه يك شب در آنجا بودن يك هزارو 333 دلار خرج دارد.
    10-هتل «little-palm» در فلوريدا كه يك شب اقامت در آن يك هزار و 145دلار هزينه دارد.
    
    گران‌ترين خيابان‌هاي تجاري
    1-خيابان تجاري «Fifth» در نيويورك كه اجاره سالانه يك مغازه به طور تقريبي صد مترمربع در آن يك ميليون 14 يورو هزينه دارد.
    2-خيابان «cause way bay» در هنگ‌كنگ كه اجاره سالانه يك مغازه به طور تقريبي صدمترمربعي در آن 950 هزار يورو مي‌باشد.
    3-خياباني «champs Eijsees» در پاريس با اجاره سالانه يك مغازه 677 هزار يورو به فروش مي رسد.
    4- يكي از خيابان هاي «New Bond» در لندن با اجاره سالانه يك مغازه 567 هزار يورو مي باشد.
    5-خيابان ليندا نيز در توكيو با اجاره سالانه 565 هزار يورو يكي ديگر از خيابان هاي گران جهان است.
    
    گران‌ترين اتومبيل‌هاي جهان
    1-«saleen s7»: قيمت اوليهآن 460 هزار يورو است.

    2-پورشه «carrera-GT»: قيمت اوليه آن 452 هزار يورو مي باشد.
    3-مرسدس بنز «SLR Mclaren»: قيمت 435 هزار يورو را دارد.
    4-«may bach 62»: قيمت آن 420 هزار يورو است.
    5-رولز رويز «phantom»نيز يكي از ماشين هاي گران است كه قيمت 371 هزار يورو را دارد.
    6-«may bach 57» قيمت 360 هزار يورو را دارد.
    7-لامبورگيني كه قيمت آن 247 هزار يورو است.
    8-استون مارتين «V12» نوعي ديگر از ماشين كه قيمت 245 هزار يورو را دارد.
    9-فراري 612 كه قيمت پايه آن 218 هزار يورو است
    10-فراي مدل M575 به قيمت 188 هزار يورو به فروش مي رود.
    
    گران‌ترين تابلوهاي جهان
    1-گران‌ترين تابلوي جهان، تابلوي نقاشي «جك سون پولوك» است كه در سال2006 به قيمت 140 ميليون دلار فروخته شد.
    2-تابلوي نقاشي، اثر «گوستاو كليمنت» با نام «نجيب‌زاده طلايي» كه در سال2006 به قيمت 135 ميليون دلار به فروش رفت.

    3-اثر معروف پيكاسو با نام «caron a lapipe» كه در سال 2004 به قيمت يك 104 ميليون و يك هزار دلار فروخته شد.
    4-اثر معروف ديگر پيكاسو با نام «Dora Maar au chat» در سال2006 به قيمت 95 ميليون و دو هزار دلار به فروش رسيد.
    5-اثر گوستاو كليمنت، با نام «Adele Bloch Bauer II» در نوامبر سال 2006 به قيمت 87 ميليون و نه هزار دلار فروخته شد.
    6-اثر «ون كوك» با نام «Portrat des Dr Gachet» كه تك چهره دكتر گگت است را نمايش مي‌دهد در سال 1990 به قيمت 82 ميليون و پنج هزار دلار فروخته شد.
    
    گران‌ترين موبايل‌هاي جهان
    1-گران‌ترين گوشي جهان (Diamond crjpto smartphone) روسي است كه يك ميليون سه هزار دلار روي آن قيمت گذاشته شده و بدنه آن از پلاتين و پنجاه قطعه الماس گران‌قيمت ساخته شده است.
    2-گوشي مدل الماس كه توسط شركت سوييسي Goldrish فقط دو مدل از آن ساخته شده و قيمت آن يك ميليون دلار مي‌باشد.
    3-گوشي ساخت شركت Boucheron به نام Ur-rertu كه با سنگ‌هاي قيمتي تزيين شده و قيمت آن 270 هزار يورو است.
    4-گوشي طلايي ساخت شركت سوييسي Goldrish و18 هزار و 900 يورو قيمت دارد.
    5-گوشي Vertu يك گوشي به قيمت پنج هزار يورو است.
    6-گوشي Sirocco محصول شركت نوكيا به قيمت سه هزار و 990يورو به فروش رفت.

    7-گوشي لامبورگيني ساخت شركت نوكيا به قيمت يك هزار و 650 يورو فروخته شد.
    
    گران‌ترين شهرهاي جهان
    شهرهاي دنيا براساس بالا بودن هزينه زندگي در آنها سنجيده و به اين ترتيب تقسيم‌بندي شده‌اند.
    1- اسلو در نروژ 2- توكيو در ژاپن 3- ريك جاويك در ايسلند 4- پاريس در فرانسه 5- اوزاكا در ژاپن 6- كوپن هاگن در دانمارك 7- لندن در انگليس 8- سئول در كره‌جنوبي 9- زوريخ در سوييس 10- هلسينكي در فنلاند.
نوشته شده توسط دنیا در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 23:21 | لینک ثابت |

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم. خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

 

نوشته شده توسط دنیا در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 21:6 | لینک ثابت |

وقتي كه حس كردي همه درها به روت بسته شده و دلت پر از غمه، دستت‌رو تا جايي كه ميتوني رو به آسمون بلند كن و با همه توانت بكوب توي سرت!
نوشته شده توسط دنیا در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 21:5 | لینک ثابت |
 
business article