تبليغاتX
عکس ، عکس ، عکس ، عکس ....

عمرتون صد شب یلدا

دلتون قد یه دریا

توی این شبای سرما

یادتون همیشه با ما

یلدا مبارک

 
شب يلـــــدا و مراســـــــم آن
 


يلــــــدا واژيي ست سرياني که به زبان تازی تولد و ميلاد و به زبان پارسي زايش است و اين آخرين شب پاييز ، و نخستين شب زمستان يا آغاز چله بزرگ و درازترين شب سال مي باشد. ميـــــدانيم که ايرانيان پيش از آيين پاک زردشت بزرگ ، دارای کيش ميترايي بوده اند و مهر يا ميترا را خدای خورشيد و آفريدگار گيتي و هستي ميدانستند و به گمان برخي پيدايش اين آيين را از هوشنگ پادشاه پيشدادی مي دانند و در شاهنامه فردوسي خرد ورز نيز همين روايت آمده است

کـــــه ما را زين بهي ننگ نيست
بـــــه گيتي به از دين هوشنگ نيست
همــــه راه دادست و آيين مهر
نظــــر کردن اندر شمار سپهر

به همين دليل اين شب که از ديدگاه ستاره شناسان ، مبارک نيست ، نزد ايرانيان گرامي ست و برای دوری از نامبارکي آن را جشن و سرور همراه ميکنند و باز ميدانيم که ايرانيان شب و تاريکي را نماد اهريمن و روز و روشنايي را نشان اهورامزدا ميدانستند و پارسيان امروز نيز بر همان باورند و همه کارها برای پيروزی اهورامزدا بر اهريمن انجام مي گرفته است

چــــــون پس از شب يلدا روزها کم کم بلند و شبها کوتاه ميشوند ، آن را چيرگي روشنايي بر تاريکي و تباهي و پيروزی اهورامزدا بر اهريمن به شمار مي آوردند. چنين است که هنوز ايرانيها آن را به جشن و شادماني برگذار ميکنند. بدين ترتيب که خانواده ها و بستگان و دوستان به دور کرسي يا کنار بخاری گرد هم مي آيند و رسم بر اين است که برای شام خورش فسنجان مي پزند و با شيريني و ميوه های گوناگون به ويژه آجيلي به نام مشکل گشا و ميوه هايي چون انگور، انار، ازگيل، خرمالو و نيز هندوانه و خربزه از يکديگر پذيرايي ميکنند

در مــــــازندران و گيلان اگر اين هنگام برف باريده باشد مقداری برف را با شيره يي به نام کف که از پختن نيشکر برای ساختن شکر سرخ در روستاها فراهم ميسازند، ميخورند و باورشان اين است که با خوردن هندوانه و آميخته برف و شيره نيشکر، انسان در زمستان دچار سرماخوردگي نخواهد شد. در اين شب بزرگترها همراه با گفتگوها برای کوچکترها داستان های شيريني ميگويند از سده های پيش، گرفتن فال با ديوان حافظ نيز به اين رسم افزوده شده است
 

امـــا چرا اين شب يلدا ناميده شد. همان گونه که در بالا اشاره رفت، واژه يلدا به زبان پارسي به معنای زايش است که به آنچه در تاريخ و فرهنگ ها آمده، در اصل جشن پيدايش ميترا يا مهر بوده است که در دنيای آيين مسيح آن را با ميلاد حضرت عيسي برابر کردند و در سده چهارم ميلادی آن را هنگام زايش عيسای مسيح قرار دادند. برخي به اين باورند که واژه يلدا نام يکي از چاکران حضرت عيسي بوده است. چنانکه سنايي گفته

بـه صاحب دولتي پيوند اگر نامي همي جويي
که از يک چاکری عيسي چنان معروف شد يلد

که البته اين باور، خاستگاه يا بن مايه تاريخي ندارد، ولي آنچه آشکار است اين است که ميتراييسم وسيله لژيونهای رومي از راه آسيای کوچک «ترکيه امروز» در اروپا گسترش پيدا کرد و چند سده نيز آيين رسمي امپراتوری روم بود و مهرابه های فراواني که پرستشگاه مهريان بود در اورپا ساخته شد تا آن که کنستانتين امپراتور روم که به پدر کليسا مشهور است در آغاز سده چهارم ميلادی به طرافدارن آيين مهری را شکست و آيين مسيح را جانشين ميتراييسم کرد و برای جلوگيری از برگذاری جشن آيين مهری به اين بهانه که چون مسيحيان، عيسي را مظهر نور ميدانند، شب يلدا را که با زايش حضرت مسيح برابر شده و به نام ميلاد مسيح جشن بگيرند. کليسای روم نيز به طور رسمي بيست و پنج دسامبر را برای برگذاری جشن ميلاد مسيح پذيرفتند، مگر يک فرقه از آنان که ششم ژانويه را هنگام زايش مسيح برای خود قرار داد
 


به هر روی با اين که طرافدارن آيين مهری «ميتراييسم» شکست خوردند ولي آيين مسيح نتوانست از نفوذ ميتراييسم بر کنار بماند، چنانکه باور داشتن به رستاخيز و پل صراط و استفاده از ناقوس در کليساها و نشانه صليب و غسل تعميد و آرايش درخت کاج در کريسمس که همان سرو آريايي هست و کلاه اسقف ها به نام ميترايي و همزمان ساختن جشن کريسمس با جشن يلدا در ديانت مسيح راه پيدا کرد

از همه اينها که بگذريم، در ادب پارسي نيز نويسندگان و سرايندگان، بلندی زلف يار و سياهي خال رخسار و درازی دوری های دلدار را به شب يلدا مانند کرده و ميکنند که دو سه نمونه را ياد آور ميشوم

چون حلقه ربايند به نيزه توبه نيزه
خال رخ رنگي بربايي شب يلدا
از : عنصری

روز رويش چون بر انداخت نقاب ااز سر زلف
گويي از روز قيامت شب يلدا برخاست
از : سعدی

هست چون صبح آشکارا، کاين صبح چند را
بيم صبح رستخيز ست از شب يلدای من
از : خاقاني

: برگرفته شده از
فرهنگ معين و مجله رسانه، چاپ کانادا ¤
مقاله خانم دکتر طلعت بصاری ¤


 


نوشته شده توسط دنیا در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 12:47 | لینک ثابت |


شراره رخام: استقلال باز هم قهرمان مي‌شود


    شراره رخام تفاوتي عمده با ديگران دارد بدون تعارف از كنار بعضي سوال‌هاي من به راحتي گذشت و جوابي به آنها نداد، دلايلش براي حذف سوال‌ها گاهي شخصي بودن موضوع و جواب‌ها و گاهي در ورطه كليشه افتادن بود.
    او روزهايش را با نوشتن و ورزش پر مي‌كند، گهگداري قطعه‌اي ادبي به شيوه نثر و گاهي هم ترانه.
    اگر روزي ترانه زيبايي را با صداي يكي از خواننده‌هاي محبوب پاپ (به طور مثال رضا صادقي) شنيديد كه نام شاعرش رخام بود چندان تعجب نكنيد چون خانم بازيگر فكرهاي جالبي براي خبرسازي در آينده‌اي نزديك در سر مي‌پروراند.
    شراره رخام يك فرق ديگر هم با خيلي از همكارانش دارد. او با كودك درونش به صلح رسيده و مي‌داند از اين دنيا چه مي‌خواهد.
    
    * * *
    
    * شايد بپرسيد مدتي است شراره رخام را كمتر مي‌بينيم، به اين دليل است كه من معمولا حضورم در ايران تابع زمان
مشخصي نيست، زماني كه در ايران هستم همه فكر مي‌كنن نيستم و زماني كه نيستم همه مي‌خواهند من را پيدا كنند البته براي حل اين مشكل فكر كرده‌ام كه در سفر اين دفعه كسي باشد تا اين سوءتفاهمات كمتر شود.
    * شايد به اين علت هم باشد كه علاوه بر دليل ذكر شده بازيگري بيزينس من نيست. به هيچ عنوان در پي اين موضوع نيستم كه از اين طريق كسب درآمد كنم، من عاشق بازيگري هستم و خواهم بود.
    * تصميم گرفتم در انتخاب‌هايم دقت و وسواس بيشتري به خرج دهم به خاطر همين در يك ماه و نيم اخير كه به ايران بازگشته‌ام حدود پنج، شش پيشنهاد را رد كرده‌ام، دلم مي‌خواهد گزيده كارتر باشم.
    * شما فكر مي‌كنيد اگر به طور مثال نيكول كيدمن با شرايط سينماي ايران مجبور به بازيگري مي‌شد مي‌توانست تمام حسش را به مخاطب منتقل كند يا اگر بازيگري در ايران اين شانس را داشت كه با كارگردان‌هاي مقتدر سينماي بين‌الملل همكاري كند و يا در نقشي ايفاي هنر كند كه سناريوي آن بارها و بارها توسط زبده‌ترين متخصصان سناريونويسي بازنويسي شده بود و يا شرايط غيرقابل مقايسه فيلمسازي در سينماي بين‌الملل شامل حالش مي‌شد، نمي‌توانست اسكار بگيرد؟
    * اصولا به شكل حرفه‌اي تدريس نمي‌كنم و كلاس‌هايي هم كه دارم رايگان است و در خدمت دوستانم كلاس‌هاي انگليسي و خودشناسي.
    * خودشناسي يعني خود را شناختن، خيلي اوقات ما به شكل ماشين‌هاي عكس‌العمل زندگي مي‌كنيم و خودمان هم نمي‌دانيم چرا فلان حرف را زديم، گاه پيش مي‌آيد كه در مواجهه با مسئله‌اي به خصوص به خيابان بن‌بستي مي‌رسيم كه راهي براي حل آن پيدا نمي‌كنيم، گاه مي‌بينيم علي‌رغم همه تلاش‌هايمان و امتحان راه‌حل‌هاي مختلف نتيجه ناراحت‌كننده‌اي برايمان تكرار مي‌شود، گاه گرفتار نفرتي دروني مي‌شويم كه دست از سرمان بر نمي‌دارد، گاه مي‌بينيم هر كار مي‌كنيم به آرزوهايمان نمي‌رسيم و خيلي گاههاي ديگر مثل اين‌ها.
    * خودشناسي به ما كمك مي‌كند نقشه‌اي هوايي از خيابان‌ها، كوچه‌ها و بن‌بست‌هاي زندگيمان پيدا كنيم و با نگاه به آن نقشه، حداقل ببينيم كجا قرار داريم و كجا گير كرده‌ايم، بعد با انواع ابزاري كه از طريق خودشناسي در اختيارمان هست به رتق و فتق مسائل بپردازيم.

    * ليسانس من كارگرداني و بازيگري تئاتر است منتها به دليل شرايط زماني تئاتر، به غير از كار بينوايان كه مربوط به چند سال پيش مي‌باشد ديگر در تئاتري ايفاي نقش نكردم.
    * براي بازيگر شدن پارتي يا آشنا نداشتم. من زماني كه اولين كارم يعني فيلم دختران انتظار را بازي كردم دانشجوي بازيگري بودم. به واسطه تحصيلاتم در اين رشته بازيگر شدم.
    * حتي سينماي هاليوود هم مافيا دارد، شما فكر مي‌كنيد چرا فيلم نه چندان خلاقانه «خانه‌اي بر روي مه و شن» تا مرحله اسكار پيش رفت؟ دليلش اين بود كه آن فيلم را كمپاني «استيون اسپيلبرگ» خريداري كرده بود، اصولا سينماي هاليوود در اختيار مافيايي است كه اسپيلبرگ هم يكي از آنهاست.
    * وجود مافيا در هر سيستمي به خصوص تجمع‌هاي هنري گريزناپذير است و از طرفي هم شايد كمك به كيفيتي برتر كند، بله مي‌تواند يك بازيگر را فيد كند، نه تنها بازيگر بلكه هر عضو ديگري از اعضاي سينما توسط مافياي موجود قابل فيد شدن هستند.
    * تا اندازه‌اي نويسندگي مي‌كنم، در زمينه موسيقي نيز گيتار مي‌زنم كمي هم سولفژ كار مي‌كنم، قرار است انشاا... در آينده نزديك كتابي از آثارم به چاپ برسد و شايد هم تعدادي از آنها را دكلمه كنم، كتابم شامل حدودا شصت قطعه ادبي و عاشقانه است.
    * چند فيلمنامه نوشتم. البته فقط براي خودم و هيچ كدام به فيلم تبديل نشده است، آموزش گريم را نزد استاد جلال‌الدين معيريان گذراندم آن هم به جهت اطلاع شخصي نه براي اين‌كه گريمور شوم.
    * بازيگري يعني مهارت متولد كردن انساني جديد به گونه‌اي كه مردم باور كنند.

    * فكر كنم فيلم معروف بر باد رفته را همه ديده باشند، شخصيت «ملاني» در آن فيلم به شدت برايم جذاب بود.
    * فيلم ميم مثل مادر به شدت تحسين‌برانگيز است به خصوص بازي فوق‌العاده گلشيفته فراهاني و حسين ياري، حتي بايد به حق به بازي نقش كودك فيلم هم اشاره كرد.
    * ساعتي كه خبر فوت پدرم را بر اثر سكته مغزي به من دادند. بدترين ساعت زندگي من بود.
    * كودكي بازيگوش، پرانرژي، احساساتي، عاشق‌پيشه كه دلش مي‌خواهد تا مي‌تواند انسان خوبي باشد و تا مي‌تواند از در و ديوار بالا برود اما مجبور است مثل آدم بزرگ‌ها رفتار كند. رخام چنين آدمي است.
    * از شيطنت هاي دوران كودكي ام مي توانم بگويم يك بار به تحريك دوستم مقنعه معلم رياضي را قيچي كردم، يك بار ديگر هم با استفاده از لوله خودكار دانه‌هاي ماش را شليك كردم پشت گردن معلم رياضي كه آقاي بسيار بداخلاقي بود و داشت روي تخته چيزهايي مي‌نوشت، يك بار بند مانتوي دو تا از دوستانم را سر كلاس به هم گره زدم، يك بار هم باد هر چهار تا لاستيك اتومبيل معلم را خالي كردم.
    * من ورزشكار هستم.
    * واليبال، پينگ‌پنگ، بدمينتون، تنيس، اسكواش، سواركاري، تيراندازي با اسلحه را تجربه كرده‌ام.
    * الان بيشتر به دويدن روي «تردميل»، ركاب زدن روي دوچرخه ثابت، كمي كار با وزنه، دستگاه بادي شيپر و گاهي دويدن در فضاي باز مي‌پردازم.
    * فوتبال را دوست دارم و تماشا هم مي‌كنم هم فوتبال خارجي و هم داخلي را تماشا مي‌كنم، بيشتر از ديدن باشگاه‌هاي آلمان و بازي بايرن مونيخ لذت مي‌برم. فوتبال برزيل هم كه جاي خود دارد با آن ستاره دندان خرگوشي‌اش.
    * رونالدينيو را در تيم بارسلونا خيلي دوستدارم. به نظرم او روي زمين پرواز مي‌كند، وقتي دوربين‌هاي تلويزيوني صورتش را از نزديك نشان مي‌دهد چشمانش برق مي‌زند مهارت او در هنگام بازي جاي تعريف ندارد فكر مي‌كنم رونالدينيو عاشق‌ترين بازيكن فوتبال باشد.
    * به طور كلي تيم ملي را دوست دارم ولي فكر مي‌كنم به خصوص در جام‌جهاني به شدت با آن شخصي برخورد شد.
    * هم اين روزها و هم به ويژه سال قبل استقلال بهتر از پرسپوليس بازي كرد.
    * موفقيت در ورزش كار يك روز و دو روز نيست و به كار درازمدت بستگي دارد. قلعه‌نوعي سه سال در استقلال همه چيز را به جان خريد و دست به جوانگرايي زد، او پايه موفقيتي را ريخت كه آبي‌ها امسال از آن بهره مي‌جويند، هر چند نمي‌خواهم آقاي مرفاوي و زحمات او را هم انكار كنم.
    * تيم ملي ايران را مي توان به يك دنياي پرهرج و مرج پر مشكل كه شرايط يك تيم حرفه‌اي در حداقل ممكن رعايت مي‌شود تشبيه كرد، گاهي اوقات دلم براي بازيكنان مي‌سوزد، طفلكي‌ها با شرايط عصر حجر قرار است قهرمان آسيا شوند، عصر حجري حتي نمي‌شود قهرمان محلات شد واي بر حال آسيا و بازي‌هاي آسيايي حالا جام‌جهاني پيشكش، واقعا امكانات فوتبال ايران شبيه عصر حجر است. در جايي خواندم يكي از بازيكنان با اين وضعيت چمن‌هاي ورزشگاه‌ها و نامرغوب بودن آنها چيزي از مچ پايش نمانده است. يادتان هست استقلال در چه وضعي و با باريدن باران جام قهرماني آسيا را در آزادي به خاطر آب گرفتگي زمين از دست داد، خنده‌دار نبود؟!
    
نوشته شده توسط دنیا در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت 13:4 | لینک ثابت |

ناصر عبداللهي درگذشت


    

زنده ها خيلي براش کهنه بودند
     خودشو تو مرده ها جا زد و رفت


    
    
    
      

    دل من يه روز به دريا زد و رفت
    پشت‌پا به رسم دنيا زد و رفت
    زنده‌ها خيلي براش كهنه بودن
    خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
    هواي تازه دلش مي‌‌خواست ولي
    آخرش توي غبارا زد و رفت
    دنبال كليد خوشبختي مي‌‌گشت
    خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت
    يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
    سنگ توي شيشه فردا زد و رفت
    دفتر گذشته‌ها رو پاره كرد
    نامه فرداها را تا زد و رفت
    به سرش هواي حوا زد و رفت
    «ناصر عبداللهي» خواننده پاپ كشورمان ظهر امروز در بيمارستان هاشمي‌نژاد تهران درگذشت... خواننده معروف ترانه‌ «ناصريا» بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج‌فارس بندرعباس به دليل مشكلات كليوي و از كار افتادن كليه بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و سپس به تهران منتقل شد، اما اجل به او مهلت نداد و ظهر امروز درگذشت.
    آيا ايرانيان به راحتي مي‌‌توانند صداي دلنشين او را از خاطره‌ها پاك كنند، آيا مي‌‌توانند به همين راحتي از او دل بكنند. دنيا چقدر كوچك است... انگار همين ديروز بود، كه در تالار اجتماعات دانشگاه‌الزهرا براي ازدواج دانشجويي حاضر شده بود، مردي خونگرم كه براي خوشي مردم همه كار مي‌‌كرد، دريك شب برفي او تازه عروس و دامادها را با صداي دلنشين خود تا خانه مشتركشان بدرقه كرد... انگار همين ديروز بود، با هم در برنامه جشن فارغ‌التحصيلي دانشجويان يكي از دانشگاههاي آزاد اطراف تهران، به همراه بهزاد ابطحي شركت جستيم و او براي مدعوين تكنوازي گيتار و پركاشن كرد. مي‌‌گفت پول نمي‌‌خواهم، براي اين كه خاطره‌اي خوب از خودم به يادگار بگذارم آمده‌ام... انگار همين ديروز بود، پشت‌صحنه، كنسرتش در تالار ميلاد... به من گفت: «پژمان»، از ما كم مي‌نويسي و من گفتم: «ناصرجان، از تو چه بنويسم؟ آنچه كه بايد مي‌‌نوشتم طي سال‌ها كار خبرنگاري نوشتم، همه ايران تو را مي‌‌شناسند، جنوبي و شرقي و شمالي و غربي... و گفت: چه‌طور؟ گفتم: تو با تمامي خوانندگان خوب ايران تفاوت داري؟ بم صدايت درمغز استخوان انسان تا سال‌ها مي‌‌ماند، تنظيم‌هاي زيبايي فولكور تو به اين راحتي‌ها از خاطر هيچ‌كس بيرون نمي‌‌رود... از تو چه بنويسم، تويي كه نامت در تمام ايران زبانزد است... بر روي شانه‌ام زد و گفت: ما را چه به اين حرفا...
    واقعا تا 50 سال ديگر كه بشود، نسل‌هاي امروز و فردا، ترانه‌ «ناصريا» را هر گاه كه گوش دهند، براي‌شان تازگي دارد...
    انگار همين ديروز بود، فرهنگسراي خاوران... شهرداري از او دعوت كرده بود كه براي اهالي آنجا كنسرت برگزار كند... نمي‌‌دانيد آن شب او چه كار كرد؟ دل‌خوشي مردم، دل خوشي او بود... از مرحوم عبداللهي خاطرات فراواني دارم... اما چند ساعت از مرگ او نگذشته و من حال درستي ندارم، انگشتانم توان قلم فرسايي ندارد... با او، بهزاد ابطحي و سعيد شهروز خاطرات زيادي دارم... زماني كه در آلبوم «غزلك»، سعيد يكي از ترانه ها را با هم كاري ناصر خوانده بود، تا صبح در استوديو بوديم، روحيه او مثال‌زدني بود و تشويق‌هايش دلگرم كننده... چند سطري درباره زندگي مرحوم به رشته تحرير درآوردم، مروري بر زندگي 36 ساله‌اش...

    
    ناصر عبداللهي در دهم دي‌ماه 1349 در محله مسجد بلال بندرعباس متولد شد. فرزند سوم خانواده است و چهار برادر و يك خواهر دارد. در حال حاضر متاهل و چهار فرزند به نام‌هاي نويد، نازنين، نامي و نينا دارد. فرزند آخرش، به نام نينا، دو ساله است.
    جمعه شب چند هفته پيش، در برنامه عبور شيشه‌اي رضا رشيدپور مجري برنامه اعلام كرد: لحظاتي پيش به من خبر رسيد كه خواننده خوب كشورمان ناصر عبداللهي دچار يك سانحه شده است و در كما به سر مي‌برد.
     خبر سخت و ناگوار بود. محمد اصفهاني كه مهمان برنامه بود، سعي كرد هر طور شده خبري تهيه كند اما از آنجا كه ناصر عبداللهي در بيمارستاني در بندرعباس بستري بود، نتوانست به اين مهم دست پيدا كند.
     آنهايي كه خود را جزوي از جامعه اين موسيقي مي‌دانستند و بيننده اين برنامه بودند، با شنيدن اين خبر شوكه شدند. <ناصر در كما...> مگر چه اتفاقي برايش افتاده است. اولين سانحه‌اي كه براي ناصر پيش‌بيني مي‌شد، تصادف با اتومبيل بود.
     اين خبر در ساعات پاياني آن شب در محافل هنري پيچيد كه ناصر در حال رانندگي تصادف شديدي كرده و در كما به سر مي‌برد.
     صبح شنبه چند سايت خبري اعلام كردند كه ناصر عبداللهي خواننده پرآوازه پاپ ايران در بيمارستان محمدي بندرعباس، در حالت كما به سر مي‌برد و دياليز كليه مي‌شود.
    حالا همه از يكديگر مي‌پرسيدند كه چه اتفاقي براي او افتاده؟ دياليز چرا؟
    <سعيد شهروز> دوست صميمي ناصر عبداللهي تلفن را برمي‌دارد. الو...
    منم... چي شده سعيد؟
    سعيد گريه مي‌كند: <حالش اصلا خوب نيست،> او خاطرات فراواني با ناصر دارد، سعيد نمي‌تواند به درستي صحبت كند، مي‌گويد: <دارم با بهنام ابطحي مي‌روم بندرعباس.>
    سعيد! ناصر چه طوري تصادف كرد؟
    تصادف؟ تصادف نكرد، كتكش زده‌اند، به قصد كشت زدنش بي‌معرفت‌ها! بي‌انصاف‌ها!
    كي؟ چي؟ كتك چيه؟ سعيد چي مي‌گي؟
    نمي‌دانم، پريشب (پنجشنبه)در يکي از کوچه هاي بندرعباس او به طرز فجيعي مورد هجوم قرار گرفت.
     صورتش به كلي به هم ريخته، آن‌قدر لگد به پهلوهايش زده‌اند كه كليه‌هايش از كار افتاده است، ضريب هوشي‌اش 5 و فشارش 6 است، مي‌روم بندرعباس زنگ مي‌زنم. اين اولين خبري بود كه از ناصر عبداللهي به دست آورديم.
    اين اتفاق باعث شد كه ظرف دو سه روز حرف و حديث‌هاي زيادي درباره ناصر عبداللهي بر سر زبان‌ها بيفتد، ناصر چرا به اين وضع افتاد؟ آيا او دشمناني داشت كه وي را به اين روز انداختند؟
      
    ناصر عبداللهي از اهالي خونگرم بندرعباس است كه در سال 1349 ديده به جهان گشود.

    وي در خانواده‌اي متعصب و مذهبي به دنيا آمد، هنوز بيست سالش تمام نشده بود كه با دختري از اهالي بندرعباس ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج سه فرزند بود.
     وي در آن زمان براي دلش گيتار مي‌نواخت. از همان زمان بمي صدايش شديدا گوش‌نواز بود، در اواسط دهه هفتاد، برنامه‌اي از شبكه اول پخش مي‌شد، به نام برنامه صبح بخير ايران كه مجري آن اقبال واحدي هفته‌اي يك بار اين برنامه را در مركز استان برگزار مي‌كرد آن روز گرم تابستان هم، واحدي برنامه‌اش را آنجا اجرا كرد.
     در آن صبح دل‌انگيز جواني با نواختن كيبورد، در پشت صحنه، موسيقي زيبايي را به معرض نمايش گذاشت.
     پس از اتمام برنامه، <اقبال واحدي> به او پيشنهاد داد كه به تهران بيايد و موزيك صحنه مجريان تلويزيون در برنامه‌هاي ارگاني و غيردولتي كه از سوي شركت‌ها برگزار مي‌شد، را بر عهده گيرد. سپس ناصر به تهران آمد، اما اين ناصر را راضي نمي‌كرد... در همان زمان موسيقي پاپ كم‌كم جاي خود را در كشور باز كرده بود. در سال 1376، خشايار اعتمادي پس از سال‌ها، اولين آلبوم پاپ را روانه بازار كرد. پس از او چند خواننده ديگر اين كار را كردند و همين امر باعث شد تا ناصر عبداللهي هم كه از يك نعمت خدادادي به نام صداي خوش برخوردار بود، وارد اين ميدان شود. در سال 78، او به همراه بهنام ابطحي آلبومي را تنظيم كرد كه بسيار شنيدني بود.
    آلبوم <دوستت دارم> با دكلمه پرويز پرستويي. عبداللهي با اين آلبوم خيلي زود جاي خود را در پيشگامان موسيقي پاپ باز كرد و نامش بر سر زبان‌ها افتاد. صداي زيبايش كه يك بمي خاص داشت به همراه تنظيم‌هاي زيبا كه تلفيقي از موسيقي خبري بود، ترانه‌هاي او را شنيدني كرد. عبداللهي زودتر از آنچه كه فكر كند، اوج گرفت و <ناصر> مردم ايران شد. ترانه <ناصريا> و همچنين آلبوم <هواي حوا>ي او اوج كارهاي هنري اين خواننده بود.
    
      
    
    يك منبع آگاه به ما گفت: <اين فرضيه كه ناصر عبداللهي در جايي ديگر مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سپس به خانه آورده شده، كمرنگ‌تر است، به احتمال زياد، وي در منزل مسكوني‌اش دچار اين سانحه شده است. او به احتمال زياد مهاجمين را مي‌شناسد.>
    
    
    

ناصر عوض شده بود!


    آنان كه دوستي نزديكي با ناصر عبداللهي داشتند با خصوصيات اخلاقي او كاملا آشنا بودند. يكي از دوستان نزديك عبداللهي كه دوست نداشت نامش فاش شود، به ما مي‌گويد: اين اواخر ناصر از لحاظ اخلاقي كمي تغيير كرده بود.

     او رو به عرفان آورده بود و بيشتر وقت خود را با خواندن كتاب صرف مي‌كرد. او مي‌گفت: شايد آلبوم <معجزه>، آخرين آلبومم باشد، براي اين آلبوم خيلي زحمت كشيدم. عبداللهي چهارماه پيش به بندرعباس بازگشت و در محله‌اي كه به دنيا آمد، خانه‌اي اختيار كرد.
      
    پس از دو هفته از بستري شدن عبداللهي در بندرعباس او به هوش نيامد. از اين رو تصميم بر اين گرفته شد كه وي را به تهران و به بيمارستان شهيد هاشمي نژاد منتقل كنند. گرچه اين در حالي بود كه متخصصان در بندرعباس مي‌گفتند، وي بايد خود به خود به هوشياري برسد. در روزهاي اول بستري شدن ناصر، ضريب هوش او 5 بود اما پس از چند روز اين ضريب هوشي دوباره بالا رفت، ولي دو هفته پس از گذشت اين حادثه يك بار ديگر ضريب هوشي به 5 رسيد از اين رو پزشكان با نظر خانواده تصميم گرفتند كه ناصر عبداللهي در تهران بستري شود، به اين اميد كه او هوشياري كاملش را به دست آورد.
    در همين ارتباط يك منبع آگاه به ما گفت: متاسفانه پس از گذشت 21 روز (سه هفته) از آن واقعه اوضاع مساعدي در انتظار ناصر نيست، به ويژه اين‌كه كليه‌هاي او هم از بين رفته است و به احتمال زياد اين نقيصه را تا پايان عمر با خود به همراه دارد. از طرفي صورت ناصر بسيار لا‌غر و نحيف شده است و با ديدن او به ياد مردي مي افتاديم كه روزگاري صدايش دل همه را مي لزراند.
    
    سعيد شهروز گفت: براي اين‌كه ناصر هوشياري‌اش را به دست آورد، داخل گوش وي هدفون گذاشته‌اند و ترانه‌هاي خود او را برايش پخش مي‌كنند و ديده شده كه او بارها پلك زده است اما در يك مدت كوتاه پزشكان اميدوار بودند که موفق نشدند.
    
      
    دل من يه روز به دريا زد و رفت
    پشت‌پا به رسم دنيا زد و رفت
    زنده‌ها خيلي براش كهنه بودند
    خودشو تو مرده‌ها جا زد و رفت
    خانواده سبز و وبلاگ بهار ۶۵، اين ضايعه دردناك را به جامعه موسيقي ايران، خانواده وي، مادر داغدارش و تمامي ايرانيان عزيز تسليت عرض مي‌‌نمايد... ياد و خاطره ناصر براي هميشه در دل هاست...
    ناصر اگر به تقدير خدا زنده بود، دهم دي ماه سال 1385، 36 ساله شدن خود را جشن مي‌‌گرفت.
    

نوشته شده توسط دنیا در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت 13:1 | لینک ثابت |

50 Romantic things to do 4 your Boy/Girl Friend

1. Watch the sunset together.

2. Whisper to each other.

3. Cook for each other.

4. Walk in the rain.

5. Hold hands

6. Buy gifts for each other.

7. Roses.

8. Find out their favorite cologne/perfume and wear it every time you're together.

9. Go for a long walk down the beach at midnight.

10. Write poetry for each other.

11. Hugs are the universal medicine.

12. Say only when you mean it and make sure they know you mean it.

13. Give random gifts of flowers/candy/poetry etc.

14. Tell her that she's the only girl you ever want. Don't lie!

15. Spend every second possible together.

16. Look into each other's eyes.

17. Very lightly push up her chin, look into her eyes, tell her you love her, and kiss her lightly.

18. When in public, only flirt with each other.

19. Put love notes in their pockets when they aren't looking.

20. Buy her a ring.

21. Sing to each other.

22. Always hold her around her hips/sides.

23. Take her to dinner and do the dinner for two deal.

24. Spaghetti? (Ever see Lady and the Tramp?)

25. Hold her hand, stare into her eyes, kiss her hand and then put it over your heart.

26. Dance together.

27. I love the way a girl looks right after she's fallen asleep with her head in my lap.

28. Do cute things like write I love you in a note so that they have to look in a mirror to read it.

29. Make excuses to call them every 5 minutes

30. Even if you are really busy doing something, go out of your way to call and say I love you.

31. Call from your vacation spot to tell them you were thinking about them.

32. Remember your dreams and tell her about them.

34. Tell each other your most sacred secrets/fears.

35. Be Prince Charming to her parents.

36. Brush her hair out of her face for her.

37. Hang out with his/her friends.

38. Go to church/pray/worship together.

39. Take her to see a romantic movie and remember the parts she liked.

40. Learn from each other and don't make the same mistake twice.

41. Describe the joy you feel just to be with him/her.

42. Make sacrifices for each other.

43. Really love each other, or don't stay together.

44. Let there never be a second during any given day that you aren't thinking about them, and make sure they know it.

45. Love yourself before you love anyone else.

46. Learn to say sweet things in foreign languages.

47. Dedicate songs to them on the radio.

48. Fall asleep on the phone with each other.

49. Stand up for them when someone talks trash.

50. Never forget the kiss goodnight and always remember to say, "Sweet dreams."

نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 ساعت 11:36 | لینک ثابت |

 

بیوگرافی بنیامین بهادری

بنیامین بهادری در18 شهریور 1361 در تهران متولد شد از کودکی علاقه بسیاری به فراگیری موسیقی داشت 16 ساله بود که به شعر و موسیقی روی آورد در سن 19 سالگی به فراگیری گیتار پرداخت و سپس به صورت حرفه ای  آهنگ سازی را شروع کرد در این مدت چند آهنگ و ترانه با خوانندگان دیگر موسیقی پاپ همکاری داشت و یک آلبوم به نام گلهای رنگین کمان برای کودکان ساخته و سرانجام با آلبوم 85  وارد دنیای خوانندگی شد .

 

ب ه خانوم های پشت سرش اصلا توجه نکنید

تا بعد

 

نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 ساعت 22:34 | لینک ثابت |

با خود می اندیشم که

آیا عشق توضیح تمامیت وجود است ؟

ایا عشق مرکز ثقل حقیقت است ؟

سالها می پنداشتم که حقیقت مرکز ثقل عشق است

وشک ندارم که چنین است

اما عشقی که خود مرکز ثقل است

که خود همه هستی است

حقیقت نیز هست

اما عشق و مهربانی یکی نیستند

عشق یگانگی است

عشق می گوید : تو خویشتن خویشم هستی

پس عشق

مهربانی و یاری نیست

عشق قسمت کردن است

تفاهم است

آزادی است

پاسخ است

 بودن است

ماری هسکل

تقدیم به تو

نوشته شده توسط دنیا در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 ساعت 22:23 | لینک ثابت |

هومن و دوست دختر قبلیش

 

نوشته شده توسط دنیا در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 12:18 | لینک ثابت |

آلبوم جدید فرشید امین به نام گرفتار

MP3 128

تو رو به خدا

گرفتار

خواب بودم

رفتی برو

دختر آریایی

الهی شکر

تو فکرتم

قانون شکن

تو رو به خدا (Extended Mix)

تو رو به خدا (Club Mix)

 

نوشته شده توسط دنیا در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 12:16 | لینک ثابت |

ویدیو جدید از کامران و هومن

Kamran & Hooman - Fadaye Saret

 

نوشته شده توسط دنیا در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 12:11 | لینک ثابت |

به شیرازیه میگن: راسته شیرازیا حرف دومشون فحشه؟ میگه: کدوم بیشرفی این حرفو زده !!!

به زنه میگن: فرق تو با حوا چیه میگه:هیچی شوهر اون آدم بود شوهر من آدم نیست!!!

به یارو میگن: وقتی حضرت یونس رفت تو شکم نهنگ چی شد میگه: هیچی سازمانی به نام یونس کو تشکیل شد!!!!

یه اکیپی میرن کوه نوردی شب خواب بودن دیدن یکی داد می زنه جرج جرج... میگن: ما اینجا جرج نداریم که. خلاصه می خوابن صبح پا می شن میبینن ترک رو گرگ خورده!!!

به ترکه می گن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟میگه بابا ما ترکیم خر که نیستیم کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی بود

نوشته شده توسط دنیا در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 12:9 | لینک ثابت |

از پانزدهم آذر تا اول دي بر شما چه خواهد گذشت


    
    
    
    

فروردين


    در كنار آن كه دوستش ‌‌داريد، مي‌‌شود روزهاي رمانتيك و زيبايي را سپري كرد. مي‌‌گويند هر چيز بهايي دارد كه بايد آن را پرداخت. يك زندگي خوب و سعادتمند هم بهايي دارد كه بايد با جان و دل پرداخت كرد. در زندگي، ممكن است اتفاقات ناگهاني بيفتد، گاهي اوضاع دگرگون مي‌‌شود يا همه‌چيز را با خود زير رو مي‌‌كند. بايد مدتي بگذرد تا بداني كه در اين واقعه، چه چيزي به نفع شما و چه چيزي به ضرر شما بوده است.تقدير به تو سفارش مي‌‌كند كه حساب همه‌چيز را داشته باشي، زيرا اندكي سهل‌‌انگاري، مي‌ تواند عواقب خطرناكي را همراه داشته باشد. با توكل بر خدا بهتر مي‌‌توان تصميم‌گيري كرد.
    واقع‌بين و منطقي باشيد. از خودتان كاه و از رقيب كوه نسازيد. هر فردي داراي ضعف و قوت‌هايي است كه با كمك آنها مي‌‌شود به بالاترين درجات رسيد. عشق را آسان‌بگير تا بتواني به خوبي آن را حلاجي كني...
    
    

ارديبهشت


    بايد بداني وظايفي داشتي كه آنها ر ا به درستي انجام نداده‌اي، همين مسئله تو و خانواده‌ را نگران ساخته. اكنون از فرصت‌ها بايد استفاده كرد و با نهايت كوشش آنها را انجام داد. احساسات تو، راه درست را نشان مي‌‌دهد، پس به آنها نبايد پشت كرد.
    در دوستي‌ها، دوري‌ها را كنار بگذاريد و ديدگاه‌هايتان را به آنها نزديك كنيد. از نعمت‌هايي كه زندگي به تو بخشيده است خرسند باش. با عشق به بلندي پروزا كنيد و از انديشه‌ها فراتر بياموزيد.با اطمينان از عقل كمك بگيريد، چون عقل چراغي است كه در تاريكي‌ها تو را تنها نمي‌‌گذارد. پيشنهادي به شما مي‌‌شود كه بسيار فريبنده است، پيش از شروع بايد شرايط خود را بسنجيد، اگر تعادل داشت، آينده روشني را پيش رو داريد. به دنبال فرصت‌هاي تازه باشيد و منتظر كسي نمانيد؛ حتي گاهي بايد آينده را با فرصت‌هايي طلايي كه خودمان ايجاد مي‌‌كنيم بسازيم. مي‌‌گويند خاطرات عشق، هميشه به يادماندني است.
    
    

خرداد


    لبخند، بي‌‌هزينه‌ترين دسته‌ گلي است كه مي‌‌توانيد به همه تقديم كنيد، پس افسرده دلي را كنار بگذاريد. در صورت امكان، به سفري كوتاه برويد يا حتي استراحت فكري را فراموش نكنيد. درگير بگو مگوهايي شده‌ايد و همين مسئله، فضاي زندگي شما را به هم ريخته و آرامش خيالتان را مختل كرده. با همه دوستي نكنيد، افراد را بشناسيد. دليلي ندارد كه هر كس لبخندي زد براي‌تان بهترين باشد. در هر شرايطي هوشمندي خود را حفظ كنيد. بعضي رفتارهاي اطرافيان به خصوص همسر، عجيب و غريب به نظر مي‌‌رسد، دليلش اين است كه شما هنوز به علت رفتارهايتان پي نبرده‌ايد يا چيزي را مي‌‌دانيد كه از خود و ديگران پنهان مي‌‌كنيد.
    يكي از نزديكان، كمك مالي در اختيارتان مي‌‌گذارد. طرح و برنامه‌اي داريد كه بايد با پشتكار و اراده قوي بر موانع و مشكلات فايق بياييد و تا پايان راه را طي كنيد. چون هر خللي مي‌‌تواند مسيرتان را بيهوده تغيير دهد، پس درست فكر كنيد و درست تصميم بگيريد.
    
    

تير


    خوشبختي، جويباري است كه هر لحظه از لابه‌لاي دستان ما جاري مي‌‌شود و در خنده‌هاي تر و تازه ما مي‌‌جوشد. كار نيك، آدمي را از زمين خوردن و افتادن در پستي‌ها باز مي‌‌دارد. راز دوستي در اين است كه محبت را نه تنها با كلام بلكه با نگاه نيز ابراز كنيد. به اطرافيانتان دلبستگي عميقي داريد كه همه‌چيز را تحت‌الشعاع خود قرار مي‌‌دهد. گاهي اوقات در جستجوي گمشده‌اي هستيد و براي يافتن آن به هر دري مي‌‌زنيد، از ذهنتان كمك بگيريد. زود تصميم نگيريد، از قبل فكر كنيد. با كسي كه اهل تعقل است مشورت كنيد. در صندوقچه دل حرف‌ها را قفل نكنيد. افراد متفاوتي را ملاقات مي‌‌كنيد كه داراي افكار جالبي هستند. از افكارشان استفاده كنيد. انعطاف‌پذير باشيد تا رابطه بهتري را با ديگران داشته باشيد. براي رسيدن به هدف راه‌هاي زيادي در پيش است، سعي كنيد عقلاني‌ترين راه را پيش بگيريد. به عشق‌تان پشت نكنيد...
    
    

مرداد


    اعتماد به نفس خود را تا حد زيادي از دست داده‌ايد و تا حدودي به مسائل، با چشم نااميدي نگاه مي‌‌كنيد. چون زندگي در هر لحظه‌اش ممكن است اتفاقاتي پيش بياورد، پس نبايد نااميدي غالب شود.بايد بياموزيم كه براي امروز زندگي كنيم، بايد بياموزيم پل‌هايي را بسازيم كه راهي به سوي آينده روشن دارد. راز شادي در اين است كه انسان، ديگران را نسبت به خود و ارزش‌هاي والايش نزديك كند و دوست داشتن، والاترين وظيفه هر انساني است.در مورد اهدافتان با جديت فكر مي‌‌كنيد. اگر نمي‌خواهيد نظرات ديگران را بپذيريد پس اكنون زمان مناسبي است تا ايده‌هايي را براي خودتان خلق كنيد. از هيچ چيز نترسيد و از واقعيت فرار نكنيد.عشق را جدي بگيريد، اگر قولي داديد به آن وفادار بمانيد، زندگي او را به بازي نگيريد و سعي كنيد بيهوده اوقاتتان را به بطالت نگذرانيد و فكرهاي باطل نكنيد... چرا كه او به شما علاقه‌مند است.
    
    

شهريور


    آرامش و سعادت در زندگي به راحتي به دست نمي‌‌آيد، پس با داخل شدن در معركه‌هايي كه عاقبت ندارد و دوستي با افرادي كه صداقتشان ثابت نشده، اين آرامش را به هم نزنيد. نعمت‌هايي را كه خدا داده همواره در نظر بگيريد و غم فردا را نخوريد كه امير مومنان علي(ع) فرمودند: امروز همان فردايي است كه ديروز نگرانش بوديد.مثبت‌نگر و واقع‌بين باشيد كه اين يعني سلام بر فرصت‌هاي مناسب. اگر با دوستان و اطرافيان، اختلاف نظر داريد، وقتتان را براي اثبات نظر خودتان تلف نكنيد. شايد طول بكشد تا ديگران متوجه شوند كه رفتار شما درست است. در حال حاضر آنها مشغول انجام كارهاي خودشان هستند. بيش از حد توان كار نكنيد، هيچ كس به اندازه شما توانايي ندارد. قانع باشيد و نتيجه‌اش را بگيريد. به زندگي سلام كنيد و عشق را با يكديگر تقسيم كنيد. سال‌ها گذشته و شما هنوز او را چشم‌انتظار نگاه داشته‌ايد.
    
    

مهر


    سهل‌انگاري و بي‌‌خيالي، سبب به هم خوردن نقشه‌هايتان شده و باعث مي‌‌شود كارهايتان نيمه‌كاره بماند و از هدف‌هايتان دور شويد، ضمن اين‌كه كساني نيز استوار و محكم پيش مي‌‌روند و آگاهانه عمل مي‌‌كنند. احتياط را پيشه كار خود بسازيد.
     اين طور به نظر مي‌‌آيد كه بعضي از اطرافيان، شما را ناراحت كرده باشند، ممكن است بد نباشد كه به آنها تذكر دهيد. قبل از انجام هر كاري خوب فكر كنيد، شما مي‌‌توانيد كمي از وقتتان را به بررسي تصورات خود اختصاص دهيد. هم اكنون زمان ايجاد تغييرات مهم در زندگي است. وقت آن رسيده كه بينش خود را گسترش دهيد. به ياد داشته باشيد كه بعضي از افراد ممكن است از صداقت شما سوء استفاده كنند. در ابتدا شايد سخت باشد ولي نتيجه، خيلي بهتر از آن چيزي مي‌‌شود كه فكرش را مي‌‌كرديد. قدر عشق را بدانيد، عشق واژه با‌ارزشي است، اما به اين شرط كه شما بدانيد، چگونه با آن برخورد كنيد و چگونه از موقعيت‌ها استفاده كنيد...
    
    

آبان


    اين روزها، روزهاي اقبال است كه نتيجه كارهاي شماست. به شرط اين‌كه به موقع و درست عمل كنيد. توصيه مي‌‌شود اگر در مسير مستقلي قرار داشتيد كوتاهي نكرده و گام پيش بگذاريد. شما احساساتي نيستيد ولي در كمال تعجب، اين روزها چنين رفتاري را داريد، پس متوجه همسرتان باشيد كه به نفع شما و اوست. بي‌‌دليل احساس دلهره مي‌‌كنيد.
     انتظار اتفاقات غيرمترقبه را داريد و اين تنها راهي است كه شما را آرام مي‌‌كند.افكار شگفت‌آورتان را به كار بگيريد و جدي تلقي كنيد و حداقل روي يك موضوع مهم بحث كنيد. هدف شما از ابتدا بايد نتيجه درست انتهاي كار باشد، پس توكل بر خدا را فراموش نكنيد و پيوسته قلب خود را به خدا بسپاريد...
    اگر احساس مي‌‌كنيد، او به شما علاقه‌ ندارد، تفكر بيهوده‌اي است، او هميشه به فكر شماست، شما هم سعي كنيد، اميد به زندگي را در او زنده نگه داريد.
    
    

آذر


    از نشانه‌هاي بزرگي، آن است كه هيچ‌گاه از هيچ‌كس توقع نداشته باشي، اما در عين حال محبت را نيز از هيچ‌كس دريغ نداشته باش و چون ابر، بي‌‌هيچ منت ببار. از خدا بخواه كه تو را كمك كند كه خودت را بسازي. به اندازه يك جهان، نيك‌بختي. از اين‌كه به اطرافيان كمك كرده‌اي در فكر مباش. از اين‌كه در لحظه‌اي كه احتياج به ياريشان داشته‌ايد و غيبشان زده در عجب مباش. البته اين مسائل تجربه را مي‌‌سازد و همين‌ها زندگي و آدم را براي آينده...
    به احساسات و عواطف خود فكر كنيد. به اطراف خود بنگريد، شايد همان چيزي كه در فكرش هستيد و به دنبالش، كنار دستتان باشد. فقط كافي است خوش قلب باشيد و بي‌‌كينه... و همين شما را ميان دوستانتان محبوب مي‌‌كند. در اين ماه، كه ماه تولدتان است، خبرهاي خوبي خواهيد شنيد، به اين شرط كه هميشه به زندگي اميدوار باشيد، زندگي قشنگ است، شرطش اين است كه زندگي را براي خودتان زيبا كنيد...
    
    

دي


    خوشبختانه فردي منطقي هستيد و به قولي در زندگي، سياست پيشه. سعي كنيد شادي و اميد را به همه روياهاي زندگي خود راه دهيد. دچار هيچ بن‌بستي نمي‌‌شويد. البته براي به انجام رساندن هدف‌هايتان بهتر است با نزديكان خود مشورت كنيد و در صورت لزوم از آنان كمك و ياري بخواهيد.در زمينه كاري، با يك رقابت سخت روبه‌رو خواهيد شد. اگر اراده و پشتكار لازم باشد، جاي هيچ نگراني نيست. چون شما از رقيبان خود هيچ چيز كم نداريد و موفق خواهيد شد. برنامه‌هايي كه از قبل شروع كرده بوديد، رفته رفته محصول خواهد داد. در مورد مسائل شخصي‌ خود منظم‌تر عمل كنيد تا بهتر به نتيجه برسيد. پيشنهاد يك سفر به شما مي‌‌شود كه هدف قابل توجهي در آن نهفته است. پس به آن فكر كنيد، به مشورت به عنوان يك عامل مهم و تعيين كننده بنگريد نه يك عامل مزاحم و دست و پاگير.او شما را دوست دارد و حاضر است آن را تا حد توان به شما ابراز دارد. اما آيا شما قدرشناس هستيد يا نه؟
    
    

بهمن


    در رسيدن به هدف‌هاي خود عجول نباشيد. حوصله داشته باشيد و پيمودن يك مسير و قدم به قدم پيش رفتن را بپذيريد. درحالي‌كه زندگي را بايد با فراز و نشيب‌هايش پذيرفت، گاه در برابر خود موانعي داريم كه در هر صورت قابل رفع است و با حوصله، امكان رسيده به هدف‌ها وجود دارد. سفر براي بعضي از متولدين بهمن ماه از لحاظ تغيير روحيه و آب و هوا توصيه مي‌‌شود.
     معشوقت چون گذشته دركنار تو خواهد بود، براي هر كاري آماده گذشت و فداكاري‌است، به شرطي كه شما در اين ميان لياقت و شايستگي خود را نشان بدهيد و موفق شويد... مشكل را بزرگتر از آنچه كه هست جلوه ندهيد، بايد به نزديك‌ترين فرد خانواده اعتماد كنيد تا براي حل دشواري شما كمكتان كند. هر چه روزها مي‌‌گذرد، او بيشتر به فكر شماست. او دوست دارد هر چه زودتر شريك زندگي‌اش را انتخاب كند و زندگي جديدي را آغاز كند... زندگي بالا و پايين زيادي دارد، تنها اين روزها را نبينيد...
    
    

اسفند


    فرد حساسي هستيد و گاه در ابراز احساسات خود دريغ مي‌‌كنيد و به همين جهت توصيه مي‌‌شود در اين زمينه قصوري نكنيد. وسوسه را كنار بگذاريد و مسير خود را در راهي درست قرار دهيد و گام‌هايتان را براي پيشبرد اهدافتان مثبت، سريع‌تر و فعال‌تر از قبل برداريد. به زودي فرصت‌هاي تازه‌اي پيدا خواهيد كرد كه هرگز تصورش را نمي‌‌كرديد. از اين فرصت‌ها بايد به بهترين شكل استفاده كنيد و ياس و نوميدي را از خانه بيرون برانيد. در برابر يك آزمايش بزرگ قرار خواهيد گرفت. پس تعقل كنيد و بي‌‌گدار به آب نزنيد. خود مي‌‌دانيد كه چگونه اين راه سخت و دشوار را تا بدين‌جا آمده‌ايد و از اين پس هم لطف خدا شامل حالتان خواهد بود. پس توكل به او را فراموش نكنيد. مدت‌هاست كه مي‌‌خواهد مالي به شما برسد، اما اميدي به آن نداشته باشيد كه اگر مي‌‌خواست برسد، تا حالا مي‌‌رسيد... به خدا توكل كنيد، تا حالا هميشه او به شما روزي داده و پس از اين هم مي‌‌دهد...
نوشته شده توسط دنیا در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 10:8 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 13:16 | لینک ثابت |

نيكي كريمي:
    "يك شب" دي ماه در ايران به‌نمايش درمي‌آيد


    
    
    فيلم سينمايي "يك شب" نخستين تجربه‌ي كارگرداني "نيكي كريمي" اوايل دي ماه سال جاري درسينماهاي تهران اكران مي‌شود.

    به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، "يك شب" سال گذشته در بخش جشنواره‌ جشنواره‌هاي فيلم فجر به نمايش درآمد و در جشنواره‌هاي متعددي چون كن،‌ تورين، تسالونيكي، مونترال، ونكوور، مونيخ، هند، تركيه، بانكوك، ميامي، بلگراد حضور داشت و همچنين جزو هشت فيلم منتخب منتقدين مجله‌ي فيلم كامنت شد.كريمي طي يك ماه گذشته نيز به خاطر ساخت اين فيلم و فيلم ديگرش "چند روز بعد" جايزه‌ي ILEH را در كشور آمريكا گرفت.
    نيكي كريمي امروز در گفت‌و گويي با ايسنا اظهار خرسندي كرد كه "يك شب" بعد از سفرهاي بين‌المللي و اكران در فرانسه سرانجام در ايران به نمايش درمي‌آيد و مخاطبان داخلي اين فيلم را مي‌بينند.
    وي افزود: طبق مذاكرات پخش‌كننده "اميدفيلم" قرار است در سه سالن فرهنگ، استقلال و عصرجديد اين فيلم به نمايش درآيد و احتمالا سالنهاي ديگري نيز به سالنهاي نمايش آن اضافه خواهند شد.
    به گزارش ايسنا، اين فيلم به تهيه‌كنندگي جهانگير كوثري با سرمايه‌گذاري حسن بنا ساخته شده است.
    در "يك شب" هانيه توسلي به ايفا نقش مي‌پردازد و داستان آن درباره پرسه‌هاي دختري جوان در خيابان‌هاي تهران است كه در پرسه‌هاي شبانه خود با سه مرد همراه شده و از زبان هر يك از آنها داستانهاي مختلفي روايت مي‌شود.
نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 13:12 | لینک ثابت |

از حميد گودرزي چه مي‌‌دانيد؟


    
    
    
    
    از جمله بازيگران سينماي ايران كه با بازي در سريال‌هاي تلويزيوني و بازي‌هاي خوب در فيلم‌هاي سينمايي، جايگاه خوبي را توانسته در بين علاقمندان به سينما و تلويزيون پيدا كند حميد گودرزي است. اين بازيگر توانا كه از صداي خوبي هم برخوردار است و در آلبوم گروه هفت هم به خوانندگي پرداخته يكي از عامل هاي موفقيت و فروش فيلم‌هايي است كه در آنها ايفاي نقش مي‌‌كند.
    * * *
    * حميد گودرزي متولد دوم آذرماه 1356 در تهران و فرزند يك خانواده چهار نفري است.
    * پدر حميد تاجر فرش و مادرش خانه‌دار است. تنها خواهرش گرافيك خوانده اما عشق وكالت دارد.
    * ديپلم تجربي دارد اما فارغ‌التحصيل دانشكده هنر و معماري است. او مثل خواهرش در رشته‌اي به غير از تحصيلات دانشگاهي‌اش قدم برداشته.
    * در كنكور سال 74 در رشته دندانپزشكي قبول شد اما از بس عاشق بازيگري بود دندانپزشكي را رها كرد.

    * بزرگ شده ميدان آرژانتين تهران است و از آنجا خاطره‌هاي زيادي دارد.
    در دوران كودكي بسيار شر و شيطان بوده. او حتي كلاس اول دبستان كتاب‌هايش را به دوره‌گردي داد و جايش گوجه‌سبز گرفت.
    *اتومبيل بهروز بقايي يك بار مقابل دبيرستان حميد پنچر شد و حميد به كمكش رفت و اين اتفاق خوش يمن بسيار در عالم هنر به كارش آمد. زيرا همان جا از بقايي درخواست كرد تا در راه بازيگر شدن كمكش كند.
    *در اولين كارش «داني و من» بيست ترانه هم اجرا كرد كه بسياري بعد از اتمام مجموعه، به دنبال پيدا كردن كاست او بودند.
    *علاوه بر استعداد زياد در بازيگري صداي خوبي هم دارد. جالب است بدانيد عاشق ترانه معروف گل و گلدون است.
    در بيست شهريور 1383ازدواج كرده است.
    *به خاطر بازي در سريال كمكم كن و قرار گرفتن در حال و هواي آن براي مدتي دچار افسردگي شد.
    *مسافري از هند و تب سرد دو سريال از قاسم جعفري است كه در هر دو حميد گودرزي نقش اول را داشت.
    او رابطه خوبي با اين كارگردان خوش ذوق دارد.
    *علاوه بر بازيگري در شغل تجارت فرش و شكلات هم فعاليت دارد زيرا معتقد است بازيگري آينده ندارد.
    *به شدت از شهرت بيزار است. با اين كه عامل موفقيت بسياري از فيلم‌هايي است كه در آنها بازي كرده اما به شدت از سوپراستار شدن بدش مي‌آيد.
    *شهاب حسيني او را براي خوانندگي به گروه هفت معرفي كرده و كاست آنها هم‌اكنون در بازار موسيقي با فروش خوبي روبه‌رو شده است.
    *مثل خيلي از بازيگران معروف به تبليغات علاقه زيادي دارد. با شركت درسا كه توليد كننده كيف و كمربند و محصولات چرمي است قراردادي 18 ماهه دارد.
    *عاشق بازي در نقش‌هاي غيرمتعارف مثل نقش ديوانه، معلول و... است و از عهده اين نقش‌ها به خوبي‌ برمي‌آيد.
    *به شدت به تيم استقلال علاقه دارد و اميدوار است امسال استقلال قهرمان ليگ برتر شود.

    *به شدت در زندگي و جامعه مقرراتي است. هنگام رانندگي حتما كمربند ماشين را مي‌‌بندد و همواره از اين‌كه در مورد كسي قضاوت اشتباه كند ناراحت و پشيمان مي‌‌شود.
    *مي‌‌گويد زن و شوهر بايد هم سطح هم باشند ولي اگر زن داراي فرهنگ بالاتري باشد اشكالي ندارد و بهتر است كه زن فرهنگش بالاتر باشد تا مرد.
    *در اغلب نقش‌هايش، نقش آدم‌هاي گستاخ و عاصي را بازي كرده و مي‌‌گويد بازيگر بايد جامعه‌شناس و موسيقي‌شناس و حتي روان‌شناس خوب و قابلي باشد تا بتواند به راحتي نقش را ايفا كند.
    *هم ورزشكار و هم ورزش دوست خوبي است علاقه زيادي به شنا دارد. همچنين به ورزش‌هاي بوكس، تنيس و بدنسازي هم علاقه‌مند است.
    *از بين بازيگران ايراني عاشق بازي پرويز پرستويي و اكبر عبدي است.
    *وابستگي شديدي به خانواده و همسرش دارد و كادو گرفتن و كادو دادن را بسيار دوست دارد. حتي هنگام مسافرت مدام با او در تماس است.
    *به سازهاي پيانو و ساكسيفون علاقه زيادي دارد. او مشكل اصلي امروز مردم را كمبود لبخند مي‌‌داند.
    *گودرزي مي‌‌گويد اگر بازيگر نمي‌‌شدم خيلي دوست داشتم مربي فوتبال شوم. گل كوچيك حميد هم زياد بد نيست اما بازيگري او بهتر از فوتبالش است.
    *عاشق دعا و نماز است و معتقد است كه انسان بدون معنويت به ابتذال و تكرار مي‌‌رسد.
    *عاشق بازي براندو، آل‌پاچينو و دنيرو است و حتما روزي سه چهار فيلم مي‌‌بيند و از آنها درس‌هاي فراواني در رابطه با بازيگري مي‌‌گيرد.
    
نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 13:10 | لینک ثابت |

 از اول تا پانزدهم آذر بر شما چه خواهد گذشت


    
    
    
    فروردين
    شما باز هم احساس خوب زندگي را چشيده‌ايد و بسيار خوشحال هستيد و از بابت اتفاقاتي كه رخ مي‌‌دهد، لبخند به لب داريد و پر انرژي شده‌ايد. روزتان را با خوش‌بيني شروع كنيد. هر چه زودتر آنچه را كه مي‌خواهيد، به دست بياوريد. به زودي نشانه‌هاي عشق، خودش را نمايان مي كند.طرح‌هاي نويي كه در سر داريد به اجرا بگذاريد. از تنهايي بيرون بياييد و به جمع بگراييد. پيشنهادي به شما مي‌‌شود كه پربار و پرثمر خواهد بود، به آن فكر كنيد و لحظه‌هاي ناب را از دست ندهيد. توكل به خدا را فراموش نكنيد، منتظر خبري خوب درباره خود يا نزديكان خود باشيد كه نقش بسيار مهمي در زندگيتان دارد. اين لطف الهي است كه هميشه، شامل حالتان بوده است از لحاظ كاري همچنان موفق خواهيد بود، به اين شرط كه مراقب اطراف خود باشيد... در زندگي‌ مشترك هم، بايد از يكنواختي خارج شويد، شما زماني ديوانه‌وار، او را دوست داشتيد.
    
    ارديبهشت
    اگر مي‌‌خواهيد از رابطه عشقي‌ خود، نتيجه‌اي مثبت بگيريد، بايد بيشتر تلاش كنيد، مراقب باشيد و بدانيد كه ممكن است مشكلاتي پيش بيايد، ولي نتيجه، خوب خواهد بود. خبرهاي خوش در راه است كه بر روي شما اثر مي‌‌گذارد. در مسايلي كه پيش مي‌‌آيد، فقط جبهه منفي نگيريد، بگذاريد به طور معقول و در طي زمان خود به خود حل شود.
    ممكن است در چند وقت آينده، بحران مالي براي شما پيش آيد ولي با تلاش، اين بحران كنار مي‌‌رود و براي شما شغلي نو يا حركتي نو كه شيرين پيش‌بيني مي‌‌شود در راه است. به زودي به جلسه‌اي دعوت مي‌‌شويد، به آن بسيار توجه كنيد. براي بي‌‌توجه بودن به زندگي، زمان مناسبي نيست. مثل هميشه به حركت‌هاي سازنده خود اميدوار باشيد. اگر به او قول داديد، سر قولتان بمانيد؛ چرا كه او به عهد و پيمان شما اعتماد كرده است.
    
    خرداد
    شما در روزهاي قبل، نقشه‌هاي بزرگي داشته‌ايد. خيلي مطمئن بوديد كه قوي هستيد و به هدفتان مي‌‌رسيد ولي حالا كمي مايوس شده‌ايد. همه‌چيز در زمان خود درست مي‌‌شود. تصميم‌تان را به بعد موكول كنيد و آرامش خود را با يك فكر و برنامه‌ريزي درست تكميل كنيد. مراقب سلامتيتان باشيد و مطمئن باشيد از ناراحتي و نا‌اميديتان كاسته خواهد شد. مسافرتي در پيش داريد كه ملاقاتي جالب برايتان به همراه دارد. موضوعي‌كه فكر شما را آزرده كرده، به شادي تبديل مي‌‌شود. هوشيار باشيد و بدون فكر، دست به كاري نزنيد كه پشيماني در خيلي از موارد سودي ندارد. از كارهاي كوچك، اما مطمئن شروع كنيد؛ اگر چه سود كمتري به شما مي‌‌رساند اما اعتبار شما را صد چندان مي‌‌كند. از الطاف الهي غافل نشويد و توكل به او را فراموش نكنيد... خبرهاي خوشي به شما خواهد رسيد، او آنچنان كه فكر مي‌‌كنيد، آدم بدي نيست، فقط بايد به او فرصت بدهيد.
    
    تير
    در زماني كه ديگران را پر از استرس و فشار مي‌‌بينيد، ياد مي‌‌گيريد كه آرام و راحت، با مسائل كنار بياييد و در آرامش كامل، خود را كنار بكشيد و صبر كنيد. هر كوششي در زندگي نتيجه‌بخش خواهد بود. در عشق، نياز به ظرافت وجود دارد.روزگار خوب و شاد، پيش‌روي شماست.
    در چند روز آينده، با افرادي متفاوت سرو كار خواهيد داشت كه مي‌‌توانيد با برخورد خوب هميشگي‌ نظر آنها را نسبت به خود جلب كنيد كه به نفع شماست. دوستي، منتظر تصميم شماست، او را از انتظار بيرون بياوريد. در ضمن مراقب سلامتيتان باشيد. اتكا به نفس داشته باشيد كه موفق و پيروزيد. خدا را فراموش نكنيد... كار جديدتان رونق خواهد گرفت، به اين شرط كه با مردم صادق باشيد... او منتظر شماست، انتظار براي او سخت است، پس سعي كنيد كه او را بيش از اين، در برزخ انتظار نگذاريد. اگر به او قول داديد به آن عمل كنيد...
    
    مرداد
    درباره هدفي كه به دنبالش هستيد، آرام اما مطمئن به سرانجام مي‌‌رسد كه به قول معروف ديروزود دارد ولي سوخت و سوز ندارد. به اراده خود اعتماد داشته باشيد، شما داراي توانايي قابل تحسين و اطمينان بالايي هستيد و در روزهاي مقدس، آرزويتان را بيان كنيد و از خدا بخواهيد تا به نتيجه مثبت برسيد. شما هميشه مديون فكر و نظر درست خود خواهيد بود. افكار خوبي در ذهن داريد، اجازه ندهيد ديگران روي آن اثر نامطلوب بگذارند. در امور عاطفي نيز روزگار خوبي داريد و متوجه حقايقي خواهيد شد. وامي دريافت مي‌‌كنيد كه براي يك سرمايه‌گذاري در نظر داريد. انجام دهيد كه سودي كلان برايتان در راه است، ولي فقط با احتياط قدم برداريد كه اين، نشانه تعقل شماست. رابطه عاطفي داريد كه برايتان پررنگ‌تر مي‌‌شود بيشتر دقت كنيد... او از بس <نه> شنيده، ديگر خسته شده است، اگر واقعا نظرتان منفي است، به او محترمانه بگوييد و او را بيش از اين، معطل نكنيد...
    
    شهريور
    وضع مالي خوبي برايتان پيش مي‌‌آيد، روي اين موضوع حساب كنيد و به تمام كساني كه در راه بهتر شدن اوضاع زندگي شما كمك كردند، ياري رسانيد.مسافرتي در پيش داريد، اما قبل از آن بايد موانعي كه برايتان پيش مي‌‌آيد را از سر راه برداريد. زياد به همه اعتماد نكنيد و در هر چيزي، اعتدال به خرج دهيد.انتظار هديه و ملاقات دوستي قديمي را داشته باشيد. اگر به تحصيل مشغوليد، اگر خيال ازدواج داريد و اگر براي خريد مكاني دودل هستيد، تامل جايز نيست، اوضاع بر وفق مراد است. فرصتهاي تازه‌اي مي‌‌يابيد كه اگر عاقلانه عمل كنيد، پيروز مي‌‌شويد. از موضوعاتي كه طبق خواسته شما نيستند، دلخور نشويد، زيرا حكمتي در آنها نهفته است.
    همواره به ياد خداوند باشيد و از او كمك بگيريد...
    او در جمعي از شما، سخت طرفداري كرده است، اما شما او را فروختيد، به خود بياييد و زندگي را به كامتان شيرين كنيد...
    
    مهر
    شما لياقت خود را نشان داديد و به همه ثابت كرديد كه چه كارهايي از دستتان بر مي‌‌آيد و حالا از شما توقع كارهاي بزرگ مي‌‌رود. شما از طرف خانواده و دوستان و فاميل، زير فشار هستيد. مي‌‌خواهيد وظيفه‌ خود را در مورد همه، انجام بدهيد، خودتان را فراموش مي‌‌كنيد، اما بدانيد تنها عشق است كه ارزش فداكاري دارد.از نظر اجتماعي، موفقيت‌هايي را پيش رو داريد كه با توكل به خدا به همه آنها دست مي‌‌يابيد. مدت‌ها به دنبال چنين روزهايي بوده‌ايد، بيشتر برنامه‌هايتان رديف شده است. با خود و ديگران اندكي ملايم‌تر باشيد و خشم را از خود دور كنيد.
    سفري در راه است كه در آن، ملاقاتي غير منتظره برايتان پيش مي‌‌آيد. فرصتهاي خوبي براي تصميم‌گيري كارهاي جديد مي‌‌يابيد، دقت كنيد و لحظه‌ها را از دست ندهيد. به زودي او به سراغ شما مي‌‌آيد، با كوله‌باري از عشق... او عاشق شماست... شما عاشق او هستيد؟
    
    آبان
    در انجام كاري، ترديد داريد. سعي ‌‌كنيد با نزديك‌ترين دوستتان مشورت كنيد و از او كمك بخواهيد. شكست‌هاي ديروز، راه آينده را به شما نشان مي‌‌دهد. از آنها درس بگيريد، نه اين‌كه با غم آنها زندگي كنيد. نسبت به حل يكي از مشكلات قديمي خود اميدواريد. يك تحول اساسي در زندگيتان پيش‌ مي‌‌آيد كه به بسياري از مشكلات شما پايان مي‌‌دهد.
    ممكن است به تنهايي، در راه مشكلات عديده‌، زماني دشوار و بغرنج را بگذارنيد ولي با بهر‌ه‌گيري از عقل سليم و شعور كافي، اين دوره بلاتكليفي را پشت سر خواهيد گذاشت.
    به اين مساله فكر كنيد كه چگونه قادريد زندگي خانوادگيتان را بهبود بخشيد. به زودي در جمعي از شما تقدير خواهد شد، پس با توكل به خدا، منتظر روزهاي پس از مشكلات باشيد كه بسيار نزديك است.مطمئن باشيد او شما را دوست دارد، به اين شرط كه شما هم، اين احساس را در قبال او داشته باشيد...
    
    آذر
    در فكر كار جديدي هستيد، اميد به زندگي در شما باعث شد كه تمام سختي‌ها را پشت سر بگذاريد. با توكل بر خدا، روز به روز بر خوشي‌ شما افزون مي‌‌شود. با مهرباني و عطوفت مي‌‌توانيد همه را به سوي خود جلب كنيد و خودتان را براي تغييري كه در زندگي رخ خواهد داد، آماده كنيد. واقعيات زندگي را بپذيريد. كتاب زندگي را خودتان مي‌‌نويسيد و تقدير، فقط حاشيه آن را رقم مي‌‌زند. از اطرافيان، غافل نشويد كه اين به نفع شماست. چون دراين روزها دوستانتان كمي از شما رنجيده‌اند، پس به فكر استحكام پيوندها باشيد. در مهماني‌ها، شركت كنيد و در خود فرو رفته نباشيد. اگر ميان شما و همسرتان فاصله ايجاد شده با تدبير مي‌‌توانيد گره‌ها را محكم‌تر كنيد. در شرايط سخت، ‌گيج نشويد و تصميمات عاقلانه بگيريد. هدايايي به دستتان مي‌‌رسد كه شما را خوشحال مي‌‌كند... به يك مهماني يا ضيافت بزرگ دعوت مي‌‌شويد و طي آن، ملاقات‌هاي جالب و پرنفعي خواهيد داشت. آذر ماهي‌ها، تولدتان مبارك...‌
    
    دي
    عقل و خرد خود را به كار بگيريد، محتاط باشيد و سنجيده عمل كنيد. حركات و حرف‌هاي شما براي اطرافيان، سوء‌تفاهم‌ درست مي‌‌كند. در صدد انتقام از كسي كه به تو جفا كرده مباش، چون در آن صورت، فرصت‌هاي زيادي را از دست مي‌‌دهي. فقط به موانعي كه بر سر راهتان هست فكر كنيد تا بتوانيد با هدفي عاقلانه و صحيح به كمك خانواده، آنها را از سر راه برداريد... ممكن است در مواقعي از زندگي، در برابر ناملايماتي قرار بگيريد و صحبت‌هايي بشنويد كه با روحيات شما سازگار نيست؛ با اين حال روحيه خود را كنترل و از اشتباهات كوچك اطرافيان چشم‌پوشي كنيد و به سرعت عكس‌العمل نشان ندهيد.
    تماسي با شما گرفته مي‌‌شود و از شما درخواست پاسخ منطقي دارد. افرادي با شما مخالفت مي‌‌كنند ولي در نهايت با نظر شما موافقت خواهند كرد.
    
    بهمن
    از ديدن فردي، بسيار خوشحال خواهيد شد. بيشتر اتفاقات به سود شما خواهد بود. بايد تصميم‌هايي بگيريد، افراد متاهل، نبايد تصميم‌گيري را به ديگران موكول سازيد. در خانه و خانواده، شاهد حركت‌هاي ايده‌آلي خواهيد بود.
    سفري شاد، ملاقاتي دلچسب و روزهاي خوش، در راه است. فكر نقل و انتقال را در حال حاضر فراموش كنيد. اگر در فكر ساخت و ساز ملك يا زميني هستيد، با توكل به خدا شروع كنيد. مثل هميشه باتدبير عمل كنيد. روحيه آرام شما، زبانزد خاص و عام است.
    نيت خير شما هميشه چراغ راهتان خواهد بود. زندگي برايتان به رنگ سبز در خواهد آمد، به اين شرط كه قدر آن را بدانيد. او ديگر از شما دلگير نيست، منتظر بهانه‌اي است تا با شما تماس بگيرد و از شما دلجويي كند و به شما عشق بورزد.
    
    اسفند
    شما سري پر از ايده‌هاي عالي داريد ولي نمي‌‌دانيد با اين همه ايده‌، چه بايد كرد؟ روياپرداز نباشيد، واقع بينانه بنگيريد. در اطرافتان كسي است كه براي شما دل مي‌‌سوزاند و مي‌‌خواهد شما را كنار خود نگه دارد. با او مشورت كنيد.
    مثل هميشه دانا و باتدبير عمل كنيد تا اگر مشكل مالي، برايتان پيش بيايد، باشم اقتصادي شما حل شود. به فكر حركت يا كار جديدي هستيد. اگر بي‌‌گدار به آب نزنيد، موفقيد.
    كارها را نيمه كاره رها نكنيد، تا نتايج مثبت آنها بر روي زندگيتان تاثيرگذار باشد.
    به نيازمندان كمك كنيد كه بايد در عين فقر و در عين ثروت به فكر ديگران نيز بود. لطف خدا شامل حالتان مي‌‌شود، پس توكل بر او را فراموش نكنيد و قلبتان را به او بسپاريد... او سرانجام، تصميم‌نهايي را در قبال پاسخ مثبت يا منفي، به شما خواهد گفت.
    
نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 13:7 | لینک ثابت |


 هدیه تولد افسانه ای آنجلینا جولی به براد پیت


هموطن آنلاین _ آنجلینا جولی آنچنان شیفته براد پیت است که تصمیم گرفت برای تولدش بزرگترن چیزی که او را در زندگی خوشحال می کند به وی هدیه دهد.
جولی که از علاقه بیش از حد پیت به معماری مطلع است برنامه بازدید از یکی از مجلل ترین منازل آمریکا را ترتیب داد تا براد بتواند برای ساخت منزل جدیدش از آن الگو برداری کند.
هنرپیشه " یازده یار اوشن " به همراه جولی برای برگزاری جشن تولد 42 سالگی خود به دیدن خانه " آبشار " رفت.
کارا آمراسترانگ صاحب این خانه در مورد طراحی داخلی آن ساعت ها با براد پیت به گفت و گو نشست و سپس اذعان داشت که دانش براد پیت در زمینه معماری بسیار بالا و به خوبی به ریزه کاری های این حرفه آشنا است.
براد برای تشکر از آرم استرانگ او را برای ناهار به منزل خود دعوت کرد تا بیشتر در مورد علایق مشترک خود در زمینه معماری به صحبت بنشینند.

نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 13:2 | لینک ثابت |

طلایی و فیلم بازیگر سریال نرگس


آفتاب: ‌مرتضی طلایی با اشاره به پخش فیلم خصوصی منتسب به یکی از بازیگران زن سریال نرگس تصریح کرد «در زمان تکثیر فیلم ‌از مقامات قضایی خواستم متهمی را که اقدام به تکثیر فیلم کرده در میادین شهر آویزان کنند».
به گزارش خبرنگار سیاسی افتاب فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ در گردهمایی بانوان شهر تهران با تاکید بر ضرورت ایجاد امنیت برای زنان در جامعه با اشاره به اینکه مدیریت شهری باید برای سلامت جسمی و روانی بانوان که سکانداران جامعه هستند مکان‌هایی را ایجاد کند اظهار داشت: «زنان باید بتوانند ازادانه و بدون محدودیت‌‌‌های موجود به فعالیتها و تفریحات خود بپردازند».
وی در ادامه با بیان اینکه زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند از اینکه زنان در جایگاه شایسته‌ای قرار ندارند انتقاد کرد و اظهار داشت: «کسی نباید برای زنان مزاحمت ایجاد کند. در زمان تکثیر فیلم خصوصی یکی از بازیگران با اینکه در نیروی انتظامی مسئولیتی نداشتم از مقامات قضایی خواستم متهمی را که اقدام به این کار کرده در میادین شهر آویزان کنند تا درس عبرتی برای دیگران شود. کسی نباید به خود اجازه دهد تا پا به حریم خصوصی دیگران بگذارد و امنیت جامعه را بر هم بزند».

بيشتر ...
نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 13:0 | لینک ثابت |

آرام جعفري: دلم براي نقاشي تنگ شده است


    
    
    
    آرام جعفري متولد 22 بهمن‌ماه سال 59 در تهران است، فرزند دوم خانواده تحصيلاتش را در رشته نقاشي به پايان
رسانده و همچنين در عالم تئاتر بارها روي صحنه رفته، اولين باري كه جلوي دوربين رفت در مجموعه «خارج از حصار» بود و بعدها با مجموعه «ميگي نه نگاه كن» مهمان خانه‌ها شد و اين بار با پرواز در حباب آمد، سريالي كه چهارشنبه‌ها از <بكه سوم سيما پخش مي‌شود. به بهانه پخش سريال «پرواز در حباب» آخرين گفته‌هاي او را بخوانيد.
    * آرام همه آدم‌ها رو دوست داره، لجبازه، مهربونه و غيرقابل پيش‌بينيه.
    * من كار با آقاي مقدم رو خيلي دوست دارم، ايشان با من تماس گرفتند و بعد از اين‌كه توضيحاتي درباره نقشم شنيدم با كمال ميل قبول كردم كه در اين پروژه همكاري كنم.
    * به شدت به بيزينس (تجارت) علاقه‌مندم.
    * حدودا سه الي چهار سال به صورت جدي نقاشي مي‌كردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولي راستش رو بخواي دلم براي نقاشي تنگ شده.
    * اصولا هر انساني آرزوهاي شخصي داره كه قابل بازگو نيست، من هم يكسري آرزوها داشتم كه بهش نرسيدم.
    * وقتي در كنار بازيگراني بازي كني كه فقط خودشون رو مهم ندونند انرژي مي‌گيري، بازيگراني كه بازيگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتي براي حس بازيگر مقابلشون از هر كمكي كه از دستشون بر بياد دريغ نمي‌كنند.
    * من قبلا تئاتر كار مي‌كردم از وقتي كه سنم كم بود روي صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقي وارد تلويزيون شدم.
    * من تعريف جداگانه‌اي از سوپراستار دارم. در كشور ما و سينماي ايران متاسفانه سوپراستارها دوره‌اي شدند. يك دوره اسم يك سوپراستار روي زبون‌هاست و بعد كه چهره‌اي جديدتر و بازي جديدتر نظر همه رو جلب مي‌كنه و به قولي سوپراستار جديد مياد، ديگه نامي از سوپراستار قديمي شنيده نمي‌شه به خاطر همين اكثر سوپراستارهاي سينماي ما
يك دوره اذيت مي‌شوند به خاطر اين‌كه اسمشون روي زبون‌هاست و يك دوره اذيت مي‌شوند چون توجه‌ها ديگه منحصر به بازيگر و سوپراستارهاي جديده اما اين وسط عده‌اي هستند كه محبوب مردم هستند، نه سوپراستار و محبوبيتش هم دوره‌اي نيست. من دوست دارم محبوب باشم.
    * بازيگرهاي زن در سينما و تلويزيون و همچنين تئاتر امروز ايران خيلي پربارتر و با حس و تكنيكال‌تر نسبت به ديروز كار مي‌كنند و در حال حاضر موقعيت هنرپيشه زن در ايران خيلي بهتر از قبل و چند سال پيش شده.
    * من ديوانه‌وار بچه‌ها رو دوست دارم. براي مثال همين چند روز پيش كه از تلويزيون شيرخوارگاه رونشون مي‌داد، هاي هاي زدم زير گريه.
    * شنیدن صدای استاد عليرضا افتخاري بهم انرژی می دهد.
    * سعي مي‌كنم سفرهاي كوتاه داشته باشم به اطراف شهر تهران مي‌رم مثل فشم و يا شمال.
    * كسي روحش تندرست و سلامته كه يك لحظه از ياد خدا غافل نباشه، آدم‌ها رو دوست داشته باشد و به همه چيز با ديد منفي نگاه نكنه.
    
نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 12:58 | لینک ثابت |

سلام به همگی من دوباره اومدم

شرمنده امتحانام شروع شده بود درگیر امتحاناتم بودم

امیدوارم تو این مدت هم به بهار ۶۵ سر زده باشین

به هر حال اومدم تا جبران کنم این چند روز غیبتم رو

دوستتون دارم

تا بعد

نوشته شده توسط دنیا در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 12:56 | لینک ثابت |
 
business article